پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦ - شرح و تفسير
دخالت مستقيم در منطقه) بىنياز ساختى»؛
(غَيْرَ شَدِيدِ الْمَنْكِبِ [١]، وَلَا مَهِيبِ
الْجَانِبِ، وَلَا سَادٍّ ثُغْرَةً [٢]، وَلَا كَاسِرٍ لِعَدُوٍّ شَوْكَةً، وَلَا مُغْنٍ عَنْ أَهْلِ مِصْرِهِ، وَلَا مُجْزٍ
عَنْ أَمِيرِهِ)
. بعيد به نظر نمىرسد كه ماجراى كار «كميل بن زياد» در اين حادثه، از جانب عوامل نفوذى معاويه در تشكيلات او صورت گرفته باشد؛ بدين نحو كه او را تشويق كردند كه براى ايجاد وحشت در دل شاميان و حاميان معاويه به قرقيسيا حمله كند و در نتيجه منطقه تحت فرمان او خالى بماند و داستان را به معاويه خبر دهند تا به آنجا لشكركشى كند و بىگناهان را كشته و اموالى را غارت نمايد، منطقه را ناامن و مردم را وحشتزده سازد.
امام عليه السلام در واقع با اين چند جمله مىخواهد صفات لازم را براى يك حكمران و فرمانده خوب بيان كند و بگويد: وى بايد در برابر دشمنان بازويى توانا داشته باشد و هيبتش در دل دشمن وحشت ايجاد كند؛ از مرزها به خوبى دفاع كرده، شوكت دشمن را در هم بشكند و منطقه تحت نظارت خود را كاملًا حفاظت كند و به گونهاى عمل نمايد كه امير و زمامدار خود را مجبور به دخالت مستقيم در منطقه ننمايد و اضافه بر اينها از كارهايى كه به طور مستقيم و يا غير مستقيم به سود دشمن است و او را در شيطنت خود يارى مىكند جدّاً بپرهيزد.
البته كميل همواره چنين ضعفى از خود نشان نمىداد و گرنه امام هرگز او را براى چنين منصبى انتخاب نمىكرد، بلكه در اين واقعه يا بر اثر اشتباه در محاسبه و يا بهواسطه عوامل نفوذى، گرفتار چنين خطايى شد. ساير مقاطع زندگى اين مرد بزرگ مخصوصاً شجاعت و استوارى و صلابتى كه در برابر حجاج خونخوار نشان داد و بعداً به آن اشاره خواهيم كرد شاهد اين مدعاست. از اينجا روشن
[١]. «المَنْكِب» به معناى شانه است كه عضوى از اعضاى انسان است
[٢]. «ثغرة» به معناى مرز و مكانهايى است كه بيم حمله دشمن به آنجا مىرود