پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - نكته ابوموسى اشعرى كيست؟
آخرين و عبداللَّه بن قيس (ابوموسى اشعرى) را از اين شش نفر شمرد و او را به سامرى اين امت وصف كرد.
اين تشبيه نشان مىدهد كه او مرد مرموز و خطرناك و فريبكارى بوده است.
در روايت ديگرى از امام على بن موسىالرضا عليهما السلام مىخوانيم كه بيزارى جستن از ابوموسى اشعرى از اسلام خالص است و او از سگهاى دوزخ است. [١]
روايات متعدد ديگرى نيز در مذمت شديد او وارد شده است و به گفته مرحوم آية اللَّه خويى در كتاب معجم رجالالحديث خبث طينت و عداوت او نسبت به اميرمؤمنان واضحتر از آن است كه بر كسى مخفى بماند و در رسوايى او همين بس كه اميرمؤمنان را در ماجراى حكميت (به پندار خودش) از خلافت عزل كرد. [٢]
عجيبتر اينكه او خود با على عليه السلام بيعت كرده بود و مىدانست عامه مسلمانان با آن حضرت بيعت كردند و اينكه هر كس بر خلاف آن حضرت قيام كند گمراه است با اين حال به علت عناد و دشمنى و دنياپرستى و هواى نفس همه اين معلومات خود را رها ساخت و حكم به خلع آن حضرت از خلافت نمود در حالى كه عمرو عاص وفادارى خود را به معاويه نشان داد و رأى به تثبيت او در خلافت داد.
از قرائنى كه گواهى مىدهد كار ابو موسى در مسأله حكمين توطئه بوده داستانى است كه طبرى در تاريخ خود نقل مىكند. او در حوادث سنه ٦٠ هجرى مىنويسد ابو موسى اشعرى بر معاويه وارد شد در حالى كه جبه سياهى بر تن كرده بود بر معاويه سلام كرد و گفت:
«السَّلامُ عَلَيْكَ يا أمينَ اللَّهِ»
معاويه سلام او را جواب گفت وقتى كه از نزد معاويه بيرون آمد معاويه گفت: اين پيرمرد نزد من
[١]. بحارالانوار، ج ١٠، ص ٣٥٨، ح ١
[٢]. معجم الاحاديث، ج ١٠، ص ٢٨٧