پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠ - شرح و تفسير تو شايسته اين مقام نيستى
براى خود ذخيره نمىكنى و سوم اينكه نه تنها از اين دنيا چيزى براى آخرت نمىاندوزى، بلكه آخرت خود را به بهاى آباد ساختن دنيا ويران مىسازى و چهارم اينكه اموال بيتالمال را در بين خويشاوندان خود تقسيم مىكنى و پيوند با خويشاوندان را به بهاى قطع رابطه با دينت دنبال مىكنى.
آنگاه امام عليه السلام او را به طور مشروط به علت اعمالش شديداً تحقير مىكند و مىفرمايد: «اگر آنچه از تو به من رسيده است درست باشد شتر (باركش) خانوادهات و بند كفشت از تو بهتر است»؛
(وَلَئِنْ كَانَ مَا بَلَغَنِي عَنْكَ حَقّاً، لَجَمَلُ أَهْلِكَ وَشِسْعُ [١] نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ)
. اين دو تعبير نهايت حقارت «منذر» را به سبب خيانتش اثبات مىكند.
در بعضى از نقلها آمده است كه تشبيه به «شتر اهل» از اينجا ناشى شد كه پدر خانوادهاى از دنيا رفت و شترى از خود به يادگار گذاشت. خانواده او هر كدام افسار شتر را گرفته و از آن براى بار كشيدن و مانند آن استفاده مىكردند. اين شتر بينوا هر روز دست كسى بود و اين ضرب المثلى است براى ذلت. تعبير به
«شِسْعُ نَعْل؛
بند كفش» نيز مثالى است براى نهايت خوارى و حقارت. اين تعبيرها از آنجا ناشى شد كه به امام خبر رسيد او چهارصد هزار درهم از بيتالمال را اختلاس كرده [٢] و- همانگونه كه گذشت- مشغول عياشى و سگبازى و مانند آن است، در حالى كه خود را نماينده امام معصوم و خليفه بر حق مسلمانان مىداند.
سپس امام در ادامه اين سخن لياقت و اهليت او را براى پنج موضوع مهم نفى مىكند و مىفرمايد: «كسى كه داراى صفات تو باشد نه شايستگى اين را دارد كه
[١]. «شِسْع» به معناى تسمه و قطعات باريكى است كه از چرم مىبرند و «شِسْع النَّعْل» به معناى بند كفش است
[٢]. بحارالانوار، ج ٣٤، ص ٣٢٣