پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - ١ سلمان فارسى كيست؟
من خبر داده كه او آنها را دوست دارد و آنها على و سلمان و ابوذر و مقداد هستند». [١]
درباره عظمت مقام سلمان و شرح حال او كتابها و مقالات متعددى نوشته شده است و مورخان قديم و جديد او را به عظمت ستودهاند؛ از جمله صاحب كتاب استيعاب از عايشه نقل مىكند كه پيغمبر اكرم شب هنگام با سلمان مجلسى داشت و گاه به قدرى طولانى مىشد كه خواب بر ما چيره مىشد. در اين مجلس چه مسائلى ميان رسول خدا و سلمان رد و بدل مىشد تنها خدا و رسولش مىدانند.
در حالات او نوشتهاند كه هر چند در اصل از نسل شاهان قديم ايران بود؛ ولى تنها خود را به اسلام و به رسول خدا منتسب مىدانست و مىگفت: خداوند بهوسيله محمد مرا آزاد كرد و بهوسيله او مقامم را بالا برد و بوسيله او بىنيازم ساخت. درود بر محمد و آل محمد؛ حسب و نسب من همين است و بس. پيامبر هم با جمله
«سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ»
اين سخن او را تأييد فرمود و لذا به او سلمان محمدى گفتند.
نيز در حالات او آمده كه هر سال سهم او از بيتالمال پنج هزار درهم بود؛ ولى همه آن را در راه خدا انفاق مىكرد و از دسترنج خود زندگى بسيار سادهاى را كه داشت اداره مىنمود و مىگفت: من دوست ندارم كه از غير دسترنج خود استفاده كنم، چرا كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمود:
«ما أكَلَ أحَدُكُمْ طَعاماً قَطُّ خَيْراً مِنْ عَمَلِ يَدِهِ؛
هيچ كس از شما طعامى را بهتر از آنچه از دسترنجش به دست آمده هرگز نخورده است». [٢]
البته در روايتى در كافى آمده است كه او به اندازه نياز سال خود از آن بر
[١]. بحارالانوار، ج ٢٢، ص ٣٩١
[٢]. فى ظلال نهجالبلاغه، ج ٤، ص ١٧٧