پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - نكته شناسايى بيشتر ابوموسى
به هر حال بخشهاى مختلف اين نامه ناظر به ادعاهاى واهى و بىاساس معاويه است از جمله:
١. معاويه در نامه خود مىگويد ما فرزندان عبد مناف قرنها در صلح و صفا با هم مىزيستيم تا اينكه كارهاى شما ميان ما تفرقه ايجاد كرد. امام عليه السلام به او پاسخ مىگويد كه آنچه ميان ما جدايى افكنده اسلام ما و بقاى شما بر كفر و نفاق است.
٢. معاويه در نامه خود به كشته شدن طلحه و زبير و تبعيد عايشه از بصره به مدينه اشاره مىكند. امام عليه السلام در پاسخ او تنها به اين قناعت مىكند كه اين ماجرا ارتباطى با تو ندارد اشاره به اينكه من حاكم مسلمانانم و براى اداره حكومت اسلامى و رفع نابسامانى، من بايد تصميم بگيرم.
٣. معاويه در بخش ديگرى از نامهاش امام را تهديد به جنگ مىكند و امام برمىآشوبد و مىفرمايد: به جاى اينكه تو به سوى من آيى من به سوى تو مىآيم گويا شجاعتهاى بىنظير مرا در ميدانهاى جنگهاى اسلامى و ضرباتى كه بر برادر و جد و دايى تو وارد ساختم فراموش كردى.
٤. در پايان نامه به مطالبى كه معاويه درباره قتله قاتلان عثمان آورده اشاره مىكند و به او مىفرمايد: تو بايد نخست بيعت من را بپذيرى بعد درباره قتله عثمان از من درخواست كنى تا من درباره آنان تصميم بگيرم.
كوتاه سخن اينكه نامه در عين فشردگى به نكات تاريخى مهمى اشاره دارد كه حقانيت امام و بطلان سخنان معاويه را به وضوح ثابت مىكند.