پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - شرح و تفسير ماجراى صفين در چند جمله
و جنگ و آرام ساختن مردم مشكل را درمان كنيم به چيزى كه ممكن است بعد از اين به دست نيايد، تا امر خلافت محكم و جمعيت مسلمانان متحد گردند و قدرت پيدا كنيم حق را در جاى خود قرار دهيم (و مجرم را به كيفر رسانيم).
آنها گفتند: ما مىخواهيم اين درد را با دشمنى و جنگ درمان كنيم، آرى آنها (از پيشنهاد من درباره اقدام مسالمتآميز) سر باز زدند تا جنگ بالهاى خود را گشود و استقرار يافت، شعلههايش بالا گرفت و شديد شد. هنگامى كه جنگ، دندانش را در بدن ما و آنها فرو برد و چنگالهايش را در وجود ما و آنها وارد كرد، به آنچه ما آنها را به سوى آن دعوت كرده بوديم پاسخ مثبت دادند (كه جنگ را رها كنيم و به گفتوگو بنشينيم) ما نيز درخواست آنها را پذيرفتيم و به سوى آنچه از ما طلب كردند شتافتيم (اين وضع ادامه داشت) تا اينكه حجت بر آنها روشن شد و عذرشان (براى جنگ كه همان مطالبه خون عثمان بود) قطع گرديد (و پايان يافت).
كسانى كه پايبند به اين حقايق بودند خداوند آنها را از هلاكت نجات داد و كسانى كه لجاجت و پافشارى كردند پيمانشكنانى بودند كه خدا پرده بر قلبشان افكنده بود و حوادث ناگوار بر سر آنها سايه انداخت.
شرح و تفسير ماجراى صفين در چند جمله
همانگونه كه از عنوان نامه پيداست هدف امام عليه السلام اين بوده كه مسأله جنگ صفين و اهداف آتش افروزان و نتايج آن را در بيانى فشرده و كوتاه ذكر كند.
از اين رو در آغاز مىفرمايد: «آغاز كار اين بود كه ما با اهل شام روبهرو شديم و ظاهر (آنها) چنين بود كه پروردگار ما يكى، پيامبر ما يكى و دعوت ما به اسلام، يكى است»؛
(وَكَانَ بَدْءُ أَمْرِنَا أَنَّا الْتَقَيْنَا وَالْقَوْمُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ، وَالظَّاهِرُ أَنَّ رَبَّنَا