پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - شرح و تفسير از كارهاى شتابزده و سخنان نسنجيده بپرهيز
انجام مىدهند و حق مظلومى را پايمال مىسازند و حاكمان جور معمولًا آن را ناديده گرفته و از كنار آن به سادگى مىگذرند. امام مالك اشتر را از اين كار به شدت برحذر مىدارد، زيرا هم عواقب شومى در دنيا دارد كه همان بدبينى مردم و جدايى آنها از حكومت است و هم در آخرت؛ زمانى كه پردهها كنار رود و اعمال آشكار شود و خداوندِ عالم به اسرار، حق مظلوم را از ظالم بگيرد.
متأسّفانه در عصر بعضى از خلفا (مانند خليفه سوم) امورى رخ داد كه درست در نقطه مقابل دستورات بالاست دستوراتى كه از كتاب و سنّت پيامبر اكرم نشأت نگرفته است:
از جمله به گفته ابن قتيبه مورخ معروف اهل سنّت در كتاب الخلفا: «جمعى از صحابه اجتماع كردند و نامهاى به خليفه سوم عثمان نوشتند و كارهايى را كه بر خلاف سنّت انجام داده بود بر او خرده گرفتند .... از جمله اينكه بخشهايى از اطراف مدينه را به صورت خالصه در اختيار شخص خودش گرفته بود. يكى از مهاجران گفت: اى عثمان آيا اين كار را كه كردهاى خداوند به تو اجازه داده يا بر خدا افترا مىبندى
(آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ)». [١]
نيز همان مورخ در همان كتاب آورده است كه «جمعى از صحابه نامهاى نوشتند و بخشى از بدعتهاى عثمان را يادآور شدند ... از جمله اختصاص دادنِ مقامات حكومت اسلامى به خويشاوندانش از بنىاميّه و افرادى كه هرگز محضر رسول خدا را درك نكرده بودند و جوانان بىتجربهاى محسوب مىشدند در حالى كه از وجود مهاجران و انصار براى آن مقامات استفاده نمىكرد و حتى با آنها به مشورت نمىنشست و تنها به رأى خود قناعت مىكرد و نيز داستان وليد بن عقبه كه از طرف عثمان فرماندار كوفه بود و نماز صبح را در حال مستى، چهار ركعت براى مردم خواند سپس گفت اگر بخواهيد يك ركعت ديگر نيز اضافه
[١]. خلفاء ابن قتيبة، (معروف به الامامة و السياسة) ج ١، ص ٥٠، چاپ منشورات رضى