دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧
١٣٨٨.شرح الأخبار : چون حسين عليه السلام تصميم گرفت كه از مكّه بيرون رود، ابن زبير با او ديدار كرد و گفت: اى ابا عبد اللّه ! تو تحت پيگرد هستى. اگر در مكّه درنگ كنى و مانند يكى از كبوتران اين خانه باشى و در حرم خدا پناه بگيرى ، براى تو نيكوتر است. حسين عليه السلام به او فرمود : «اين سخن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه : به زودى ، به خاطر مردى از قريش، حرمت اين خانه مى شكند ، مرا از اين كار ، باز مى دارد. به خدا ، من ، آن مرد نخواهم بود. خدا ، هر چه مى خواهد ، با من بكند» .
١٣٨٩.تذكرة الخواصّ : چون ابن زبير از تصميم حسين عليه السلام [براى رفتن از مكّه] آگاه شد ، نزد او آمد و به او گفت: اگر اين جا بمانى ، با تو بيعت مى كنيم ، كه تو ، سزاوارتر از يزيد و پدرش [به حكومت ]هستى. ابن زبير ، از همه مردم به خاطر رفتن امام عليه السلام از مكّه ، خشنودتر بود و اين را از آن رو به ايشان گفت كه او را به چيز ديگرى نسبت ندهد .
١٣٩٠.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عقبة بن سَمعان ـ: حسين عليه السلام در مكّه سُكنا گزيد و مردم مكّه و عمره گزاران و مردم ديگر سرزمين ها ، نزد او رفت و آمد مى كردند . ابن زبير هم در مكّه بود و ملازم كعبه شده بود و در تمام روز ، در كنار آن ، نماز مى خواند و طواف مى كرد و نيز هر روز يا يك روز در ميان ، به همراه مردم ، نزد حسين عليه السلام مى آمد و پيوسته به او پيشنهاد مى داد و حسين عليه السلام سنگين ترينِ بندگان خدا بر ابن زبير بود . او مى دانست كه تا حسين در شهر هست ، مردم حجاز با او بيعت نمى كنند و هرگز از او پيروى نمى نمايند و حسين عليه السلام در چشم و دل آنان ، بزرگ تر و در ميان مردم ، پذيرفته تر از اوست.