دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
١٤٩٤.أنساب الأشراف : حرّ بن يزيد ، با يارانش به سمت عُذَيب الهِجانات ـ كه محلّ چَراى شتران سفيد نعمان بن مُنذر بوده است ـ مى رفتند كه چهار نفر را ديدند كه سوار بر مركب هاى خويش از كوفه مى آمدند و «كامل» ، اسب نافع بن هلال را يدك مى كشيدند . اين چهار نفر ، نافع بن هلال مرادى، عمرو بن خالد صَيداوى و غلامش سعد و مُجَمِّع بن عبد اللّه بن عائذى از قبيله مَذحِج بودند. حر گفت: اينان ، از كسانى نيستند كه با شما آمدند . من آنها را حبس مى كنم ، يا بر مى گردانم. حسين عليه السلام فرمود: «در اين صورت ، از آنان ، همانند خويش ، دفاع مى كنم . آنها ياران و پشتيبانان من اند و تو تعهّد كرده بودى كه متعرّض من نشوى تا نامه اى از ابن زياد به سوى تو بيايد» . حُر از آنها دست برداشت . حسين عليه السلام از آنان در باره مردم پرسيد . گفتند: به بزرگان ، رشوه هاى كلان داده اند و جوال هايشان پُر شده است تا دوستى شان جلب شود و از خيرخواهى ، باز افتند . آنان بر ضدّ تو ، متّفق اند . آنان برايت نامه ننوشتند ، مگر براى آن كه شما را ابزار كسب و تجارت خويش قرار دهند . بقيّه ديگر مردمان نيز دل هايشان به تو مايل است و فردا شمشيرهايشان بر ضدّ تو بر كشيده مى شود. طِرِمّاح بن عَدى ، راه نماى اين چهار نفر بود . وى ، آنان را از مسير غَريَّين و از راه بَيضه به عُذَيب الهِجانات رساند و در حال حركت ، چنين مى خواند: ٠ اى شتر من! از اين كه مى رانمت ، بيم مكن و شتاب كن كه پيش از سحرگاهان ، ٠ ٠ با بهترينِ سواران و بهترينِ مسافران ، به مرد والانسب برسى ٠ ٠ كه خدا او را براى بهترين كار آورْد خداوند ، او را براى هميشه روزگار ، باقى بدارد! ٠ طِرمّاح بن عَدى به حسين عليه السلام نزديك شد و گفت: به خدا سوگند، مى نگرم ؛ ولى جمعيت زيادى را با تو نمى بينم . اگر جز همين كسانى كه با حُر مراقب شمايند ، به جنگ با شما نيايند ، بس است . پس چگونه است كه يك روز پيش از آن كه از كوفه بيرون بيايم ، در بيرون كوفه ، مردان بسيارى را ديدم و چون در باره آنها پرسيدم ، گفتند: رژه مى روند تا به سوى حسين ، روانه شوند ؟ تو را به خدا، اگر مى توانى يك وجب جلو نروى، نرو. آن گاه ، پيشنهاد كرد كه ايشان را به سرزمين اَجَأ و سَلْمى [١] ، يكى از كوهستان هاى طى ، ببرد. حسين عليه السلام نيز برايش طلب خير كرد. او آن گاه وداع كرد و نزد خويشانِ خود رفت و سپس به قصد يارى حسين عليه السلام حركت كرد كه خبر كشته شدن وى را دريافت كرد و باز گشت.
[١] ر . ك : نقشه شماره ٣ در پايان همين جلد .