دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧
١٣٣٥.تاريخ الطبرى ـ به نقل از محمّد بن قيس ـ: پس از آن ، حسين عليه السلام به سوى كوفه روان بود تا به يكى از آبگاه هاى عرب رسيد . عبد اللّه بن مُطيعِ عَدَوى را ديد كه آن جا فرود آمده است . او چون حسين عليه السلام را ديد، پيش پاى وى برخاست و گفت: اى پسر پيامبر خدا! پدر و مادرم به فدايت! براى چه آمده اى ؟ و او را در بر گرفت و فرود آورد . حسين عليه السلام به او فرمود : «معاويه ـ چنان كه شنيده اى ـ مُرده است و مردم عراق به من [نامه ]نوشته اند و مرا به سوى خويش خوانده اند» . عبد اللّه بن مطيع گفت: اى پسر پيامبر خدا! تو را به خدا ، مگذار حرمت اسلام بشكند. تو را به خدا ، حرمت پيامبر صلى الله عليه و آله را حفظ كن. تو را به خدا ، حرمت عرب را حفظ كن. به خدا، اگر آنچه را بنى اميّه به دست دارند ، مطالبه كنى ، حتما تو را مى كشند و اگر تو را بكشند ، پس از تو ، هرگز از كسى بيم نخواهند داشت . به خدا، حرمت اسلام مى شكند و حرمت قريش و حرمت عرب نيز [از بين مى رود] . اين كار را مكن. به كوفه مرو و با بنى اميّه، درگير مشو . امّا حسين بر رفتن ، اصرار داشت. حسين عليه السلام تا آبگاهى بالاى زَروُد [١] آمد .
١٣٣٦.الإرشاد : پس حسين عليه السلام از منزل حاجِز ، حركت كرد و به سوى كوفه آمد تا به آبى از آب هاى عرب رسيد كه عبد اللّه بن مطيعِ عَدَوى ، در كنار آن فرود آمده بود . او چون حسين عليه السلام را ديد ، پيش پاى ايشان برخاست و گفت: پدر و مادرم به فدايت ، اى فرزند پيامبر خدا ! چه چيزى تو را به اين جا كشانده است ؟ سپس، ايشان را در بر گرفت و فرود آورد . حسين عليه السلام به او فرمود : «از مرگ معاويه كه خبر دارى. مردم عراق، [نامه ]نوشته اند و مرا به سوى خود ، فرا خوانده اند» . عبد اللّه بن مطيع به او گفت: اى فرزند پيامبر خدا! خدا را به تو يادآور مى شوم كه مبادا حرمت اسلام ، شكسته شود! تو را به خدا، در باره حرمت قريش و حرمت عرب، سوگند مى دهم. به خدا، اگر آنچه را كه در دستان بنى اميّه است ، بخواهى، حتما تو را مى كشند و اگر تو را بكشند ، هرگز پس از تو، از كسى پروا نخواهند كرد. به خدا سوگند ، حرمت اسلام و حرمت قريش و حرمت عرب مى شكند . پس اين كار را مكن و به كوفه مرو و خود را در معرض بنى اميّه، قرار مده . حسين عليه السلام جز ادامه دادن راه، چيزى را نپذيرفت.
[١] همان رَمْل هاى ميان ثعلبيّه و خُزَيميّه كه در راه حج از مسير كوفه قرار دارند (ر.ك: نقشه شماره ٣ در پايان همين جلد).