دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٩
١٥٠٠.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : عبيد اللّه بن حُرّ جعفى، حسين بن على عليه السلام را ملاقات كرد. حسين عليه السلام او را به يارى و نبرد به همراه خود فرا خواند ؛ ولى وى امتناع كرد و گفت: پدرت را پيش از تو خسته كردم. حسين عليه السلام فرمود: «اگر يارى نمى كنى، فرياد [دادخواهى] ما را مشنو . به خدا سوگند ، اگر كسى آن فرياد را بشنود و يارى نرساند ، پس از آن ، هرگز خيرى نمى بيند» . عبيد اللّه مى گويد: به خدا سوگند ، از اين سخن به وحشت افتادم و از دست عبيد اللّه بن زياد ، فرار كردم كه مبادا مرا به سوى حسين عليه السلام بفرستد ، و يكسر ، در هراس بودم ، تا كار حسين عليه السلام پايان يافت . سپس عبيد اللّه ، از يارى نكردن حسين عليه السلام پشيمان شد و چنين سرود: {٠ فرمان رواى خيانت پيشه با خود مى گويد : چرا با پسر شهيد فاطمه ، نبرد نكردى ؟ ٠} {٠ جانم به خاطر كناره گيرى از او و تنها گذاشتن او و به خاطر بيعت با اين عهدشكن ، سرزنشم مى كند . ٠} {٠ واى از پشيمانى بر اين كه يارى اش نكردم! و هر كس كار صواب نكند ، پشيمان است. ٠}