دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥
ر. ك : ج ٧ ص ٣٨١ (بخش نهم / فصل دوّم / نوحه گرى جنّيان) .
٧ / ٢٠
دعوت امام عليه السلام از زُهَير بن قَين براى يارى كردن او در منزل زَرود
١٤٤٩.الأخبارُ الطِوال : حسين عليه السلام به زَرود [١] رسيد و خيمه برافراشته اى ديد . در مورد آن پرسيد. گفتند: از آنِ زُهَير بن قَين است . او به حج رفته بود و از مكّه به كوفه مى آمد. حسين عليه السلام نزد او فرستاد كه: «به ديدارم بيا تا با تو سخن بگويم». او از ديدار ، سر باز زد . همسر زُهَير كه همراهش بود ، به او گفت: سبحان اللّه ! !فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، به سوى تو مى فرستد و تو ، پاسخ نمى دهى؟! پس برخاست و به سوى حسين عليه السلام رفت و چيزى نگذشت كه با چهره درخشان ، باز گشت . آن گاه ، دستور داد خيمه اش را بر كندند و آن را در كنار خيمه حسين عليه السلام ، بر پا كردند . سپس به همسرش گفت: تو را طلاق دادم. با برادرت برو تا به منزلت برسى . من ، جان خود را آماده مرگ در كنار حسين عليه السلام كرده ام. پس به ياران همراهش گفت: هر يك از شما شهادت را دوست دارد، بِايستد و هر كس نمى پسندد، برود . هيچ يك ، همراه او نمانْد و همگى با همسر و برادرش رفتند تا به كوفه رسيدند.
[١] سرزمينى رَمْلى (شنزار) ، ميان منزل هاى ثَعلَبيّه و خُزَيميّه در راه حاجيان كوفه (ر . ك : نقشه شماره ٣ در پايان همين جلد) .