دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠١
گفتنى است كه در دوران فرمان روايى زياد بن ابيه ـ كه از طرف معاويه ، حكومت كوفه به او سپرده شده بود ـ ، وى اقدام به گسترش مسجد كوفه نمود و گنجايش آن را به شصت هزار نفر رساند . [١] به دليل موقعيت ويژه شهر كوفه در صدر اسلام ، شمار قابل توجّهى از سران قبايل ، فرماندهان بزرگ نظامى و جنگجويان زُبده ، در اين شهر، ساكن بودند . از اين رو ، امام على عليه السلام هنگامى كه براى خاموش كردن فتنه «ناكثين (پيمان شكنان)» از مدينه عازم عراق شد ، تنها هفتصد نفر [٢] نيروى نظامى از مهاجر و انصار، همراه داشت ؛ ولى دوازده هزار نيرو از كوفه به سپاه ايشان پيوستند . [٣] جالب توجّه ، اين كه امام عليه السلام وقتى مى خواست از مدينه به طرف بصره حركت كند ، نامه اى خطاب به اهل كوفه نوشت كه با اين جملات ، آغاز شده بود : مِن عَبدِ اللّه ِ عَلِىٍّ أميرِ المُؤمِنينَ إلى أهلِ الكوفَةِ ، جَبهَةِ الأَنصارِ و سَنامِ العَرَبِ. [٤] از بنده خدا ، على امير مؤمنان ، به كوفيان ، گروه ياران شرافتمند و بلندپايگان عرب . برپايه گزارش طبرى ، وقتى كه بين راه به امام عليه السلام خبر دادند كه شورشيان به بصره رفته اند ، ايشان ، احساس آرامش كرد و فرمود : إنَّ أهلَ الكوفَةِ أشَدُّ إلىّ حُبّاً ، و فيهِم رُؤوسُ العَرَبِ و أعلامُهُم. [٥] كوفيان ، براى من دوست داشتنى ترند و سران و بزرگان عرب ، در ميان آنان اند .
[١] معجم البلدان : ج ٤ ص ٤٩١، تاريخ الطبرى : ج ٣ ص ٣٤٣ .[٢] الجمل : ص ٢٤٠ .[٣] تاريخ الطبرى : ج ٤ ص ٥٠٠ . نيز ، ر . ك : دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام : ج ٥ ص ٣٥ (بخش ششم / پيكار نخست: جنگ جمل / فصل پنجم: يارى خواستن امام عليه السلام از كوفيان).[٤] تاريخ الطبرى: ج ٤ ص ٥٠٠.[٥] تاريخ الطبرى: ج ٤ ص ٤٧٧.