دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥
١٣٥٩.الفتوح : نامه يزيد بن معاويه از شام ، با پيك براى مردم مدينه (اعم از قريش و جز آنان از بنى هاشم) رسيد . در آن ، اين اشعار بود : {٠ هان ، اى سوارى كه بامدادان ، به قصدى بر شتر تنومند خود ، چنين شتابان ، ره مى سپارى! ٠} {٠ به قريش ـ كه از آن دور افتاده ام ـ ، پيام مرا برسان كه : ميان من و حسين، خدا و پيوند خويشاوندى ، داور است . ٠} {٠ او را به جايگاهى كه در كنار كعبه جاى دارد ، سوگند مى دهم كه عهد خداوند و آنچه را كه بايد بر آن وفا شود ، نگه دارد . ٠} {٠ شما ، با افتخار به مقام مادرتان ، قوم خود را به زحمت مى اندازيد . آرى ! سوگند به جان خودم كه او ، مادرى پارسا و گرامى و عفيف است . ٠} {٠ او كسى است كه هيچ كس در والايى و فضيلت ، به او نمى رسد ؛ دختر پيامبر صلى الله عليه و آله و بهترينِ مردم است كه همه مى دانند . ٠} {٠ فضيلت او ، براى شما فضيلت است ، و نيز براى ديگر افراد قوم شما ، از فضيلت او، بهره اى است . ٠} {٠ من به خوبى مى دانم ، يا گمان نزديك به دانايى دارم ـ و گاه ، گمان ، راست و سامان دهنده است ـ ٠} {٠ كه به زودى ، چيزى كه مدّعىِ آن هستيد، شما را كُشتگانى قرار مى دهد كه عقابان و كركسان ، به يكديگر هديه خواهند داد . ٠} {٠ اى خويشان ما ! اينك كه جنگ ، آرام گرفته است، آن را بر ميفروزيد و به رشته هاى آشتى در آويزيد و چنگ زنيد . ٠} {٠ جنگ ، اقوامى را كه پيش از شما بودند ، فريفت و ملّت هايى را نابود ساخت . ٠} {٠ پس نسبت به خويشان خود ، انصاف روا داريد و با گردن كشى ، آنان را به نابودى نيفكنيد . چه بسا گردن كشانى كه پايشان ، لغزيده است . ٠} مردم مدينه ، به اين ابيات نگريستند و آن گاه ، ابيات و نامه را براى حسين بن على عليه السلام فرستادند . ايشان ، چون در آن نگريست ، دانست كه نامه يزيد بن معاويه است. حسين عليه السلام پاسخ را بدين ترتيب نگاشت: «به نام خداى بخشنده مهربان. «و اگر تو را تكذيب كردند ، بگو : عمل من ، به من اختصاص دارد و عمل شما ، به شما اختصاص دارد . شما ، از آنچه من انجام مى دهم ، [بيزار و ]جدا هستيد و من از آنچه شما انجام مى دهيد ، [بيزار و ]جدا هستم» . والسّلام !».