دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣
٧ / ٢٤
ورود امام عليه السلام به منزلگاه عَقَبه و رخدادهاى آن
٧ / ٢٤ ـ ١
رؤياى امام عليه السلام
١٤٧٤.كامل الزيارات ـ به نقل از شهاب بن عبد ربّه ، از امام صادق عليه: چون حسين بن على عليه السلام بر بالاى عَقَبة البَطْن رفت ، به يارانش فرمود: «من ، حتما كشته خواهم شد» . گفتند: چه طور يقين كردى، اى ابا عبد اللّه ؟ فرمود: «به سبب خوابى كه ديدم» . گفتند: آن خواب ، چيست؟ فرمود: «سگ هايى را ديدم كه بر من حمله كردند و سخت ترين حمله ، از سوى سگى سياه و سفيد بود» .
٧ / ٢٤ ـ ٢
خبر دادن امام عليه السلام از شهادت خود
١٤٧٥.الإرشاد ـ به نقل از عبد اللّه بن سليمان اسدى و مُنذر بن م: چون هنگام سحر شد، حسين عليه السلام به يارانش دستور داد كه آبِ بسيار برگيرند . سپس حركت كرد تا به بَطْن العَقَبه رسيد و در آن جا فرود آمد. پيرمردى از بنى عِكْرِمه به نام عمرو بن لوذان با امام عليه السلام ديدار كرد و پرسيد : كجا مى روى؟ حسين عليه السلام به وى فرمود: «كوفه» . پيرمرد گفت: تو را به خدا سوگند ، باز گرد. به خدا سوگند ، جز بر نيزه ها و شمشيرهاى تيز ، وارد نمى شوى. كسانى كه به دنبال شما فرستاده اند ، اگر كار جنگ را خود ، انجام مى دادند و كارها را آماده مى كردند تا شما بر آنها وارد مى شدى، رفتن ، قابل قبول بود ؛ امّا با چنين وضعى كه گزارش مى كنى ، من عقيده ندارم كه بروى. امام عليه السلام به وى فرمود: «اى بنده خدا ! رأى تو ، بر من ، پنهان نيست ؛ ليكن خواست خداوند متعال ، مغلوب نمى شود» . سپس فرمود: «به خدا سوگند ، آنان مرا رها نمى كنند تا اين خونِ بسته را از درونم بيرون كشند و وقتى چنين كردند ، خداوند ، كسى را بر آنان مسلّط مى كند كه خوارشان سازد و خوارترينِ مردمان شوند» .