دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤١
١٤٣٠.الإرشاد : عبد اللّه بن جعفر ، فرزندانش عون و محمّد را به حسين عليه السلام ملحق ساخت و به دستشان نامه اى داد كه در آن ، نوشته بود: «امّا بعد، تو را به خدا سوگند مى دهم كه چون در نامه ام نگريستى، باز گردى . من از سَمتى كه بِدان ره سپارى ، نگرانم كه مبادا نابودى خود و درماندگى خانواده ات در آن باشد . اگر امروز كشته شوى، نور زمين ، خاموش مى گردد ؛ زيرا تو پرچم هدايت يافتگان و اميد مؤمنانى. پس در حركت ، شتاب مكن ، كه من در پىِ نامه ام خواهم آمد. والسّلام !» . عبد اللّه بن جعفر ، نزد عمرو بن سعيد رفت و از او خواست براى حسين عليه السلام امان نامه اى بنويسد و به وى [وعده و] اميدوارى دهد تا از راهش برگردد. عمرو بن سعيد به حسين عليه السلام نامه اى نگاشت و در آن ، وى را به پاداش ، اميدوار كرد و بر جانش ايمنى داد و آن را با برادرش يحيى بن سعيد فرستاد. يحيى بن سعيد و عبد اللّه بن جعفر [پس از فرستادن فرزندانش] به امام حسين عليه السلام ملحق شدند و نامه را به وى تحويل دادند و سعى بسيار در باز گرداندن او به كار بستند. حسين عليه السلام فرمود: «من ، پيامبر صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم كه دستورى داد و من ، بِدان عمل مى كنم». به او گفتند: آن خواب چيست؟ فرمود: «در باره آن ، با كسى سخن نمى گويم و آن را براى كسى نمى گويم ، تا خدا را ديدار كنم». چون عبد اللّه بن جعفر از او نوميد شد ، از فرزندانش عون و محمّد خواست كه به او بپيوندند و با او بروند و در راه او ، جهاد كنند و خود با يحيى بن سعيد به مكّه باز گشت.