دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧
١٤٩٥.الفتوح : حسين عليه السلام به سوى يارانش آمد و فرمود : «در ميان شما ، كسى هست كه مسير را از غير راه اصلى بداند؟» . طِرِمّاح بن عَدى طايى گفت: اى پسر دختر پيامبر! من به راه ، آشنايم. حسين عليه السلام فرمود: «پس جلوى ما حركت كن» . طِرِمّاح ، در جلو بود و حسين عليه السلام و يارانش از پىِ او مى رفتند و طِرِمّاح ، اين اشعار را مى خواند: ٠ اى شتر من! از اين كه مى رانمت ، بيم مكن و ما را پيش از سحرگاه . ٠ ٠ به سوى بهترين جوانان و بهترين مسافران به سوى پيامبر خدا ، صاحبان فخر ٠ ٠ و بزرگواران سفيدرو و گل چهره ها ؛ آنان كه با نيزه هاى آهنى و رها شده ٠ ٠ و شمشيرهاى بُرنده مى جنگند ، ببَر تا به مرد والانسب برسى ؛ ٠ ٠ به بزرگوارِ آزاده گشاده دلى كه خدا ، او را براى بهترين كار آورْد. ٠ ٠ خداوند ، همانند روزگار ، عمرش را بلند گرداند! اى مالك سود و زيان! ٠ ٠ آقايم حسين را با يارى خود ، مدد رسان بر ضدّ ستمگران از نسل كافران ؛ ٠ ٠ بر ضدّ دو لعنت شده از دودمان صَخر : [١] يزيدِ هميشه مى گسار و اهل ساز و طنبور ٠ ٠ و ابن زيادِ زنازاده پسر زنازاده. ٠
[١] صَخر ، نام ابو سفيان است.