آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٥١ - مبحث اول در ايمان آن حضرت است
دو كلمهاى كه بر زبان سبكبار، امّا در ميزان عمل سنگين و پربار است دعوت مىكنم، شما به وسيله اين دو كلمه، زمام امور عرب و عجم را به دست گرفته و امتهاى مختلف در اطاعت و انقياد شما در خواهند آمد، از آتش دوزخ نجات يافته و به بهشت وارد خواهيد شد آن دو كلمه يكى شهادت به وحدانيت خداى متعال و ديگرى گواهى به رسالت و پيامبرى من است.
هر كدام از شما كه در اين امر خطير، مرا اجابت نمايد و در پيشرفت برنامههاى آن وزير و همگام با من باشد؛ او برادر، وصى، وزير، وارث و جانشين بعد از من خواهد بود، از آن جماعت حتى يك نفر به وى جواب مثبت نداد. على ٧ فرمود: من كه از همه عمرم كمتر بود، از جاى برخاسته عرض كردم يا رسول اللَّه افتخار اين فرمان را به من واگذار كنيد، رسول خدا ٦ فرمود: بنشين ببينم ديگران چه مىگويند؛ براى نوبت دوّم سخن را تكرار نموده، باز هم همگى خاموش بودند و جوابى ندادند، بار ديگر از جاى برخاستم و فرمان وى را اجابت نمودم، باز مرا به نشستن امر نمود براى سومين بار سخن را اعاده نمود در اين مرحله نيز همگى مهر خموشى بر لب زده و جواب ندادند، اين بار نيز فقط من از جا برخاستم و آمادگى خود را اعلام كردم، رسول خدا ٦ فرمود: يا على در جاى خود باش همانا تو وصى، برادر، وزير، وارث و جانشين منى همين كه سخن رسول خدا ٦ به پايان رسيد، آن جماعت در حالى كه خنده تمسخر آميزى بر لب داشتند، از جاى برخاسته رو به ابو طالب نموده و گفتند: بر تو گوارا باد كه اگر به آيين فرزند برادرت درآيى، فرزندت على بر تو امير خواهد شد [يعنى سيادت و بزرگى قبيلهات از دست تو بيرون مىرود و به صورت يك مأمور فرمانبردار فرزندت در خواهى آمد].
مؤلف گويد: اخبار در اين باب (سبقت به ايمان به پيامبر ٦) فراوان و از حدّ احصاء خارج است.