آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٩٧ - مبحث سوم اخبار غيبى
دست و پاى رشيد هجرى و به دار كشيدن او كه به وقوع پيوست.
[١] گزارش ديگرى از اخبار غيبى آن حضرت، اين است كه امير المؤمنين ٧ مردم را آگاه نمود كه بعد از شهادت مظلومانهاش، يكى از ياران باوفاى وى، كميل بن زياد به دست حجاج بن يوسف، جنايتكار تاريخ، به شهادت خواهد رسيد. پس از مدتى نه چندان دور كه از شهادت مولا گذشت، حجاج بن يوسف ثقفى، كميل را شهيد نمود و فرموده آن بزرگوار، به وقوع پيوست.
[٢] يكى ديگر از اخبار غيبى آن حضرت، اين است كه على ٧ شهادت قنبر را به
[١]. فضائل الخمسة، ج ٢، ص ٢٥٤؛ به نقل از الإصابه ابن حجر، ج ٥، قسم ٣، ص ٣٢٥ كه گفت: جرير از مغيره بازگو كرد كه حجاج كميل بن زياد را به نزد خود فراخواند، وى براى مدتى پنهان شد، در اين مدت حجاج حقوق نزديكان او را از بيت المال قطع نمود؛ همين كه كميل از جريان آگاه شد با خود گفت: اكنون كه از عمر من چيزى باقى نمانده و پيرى و فرتوتى زندگانيم را ناگوار ساخته، سزاوار نيست نزديكانم را از حقوقشان محروم كنم، بىدرنگ نزد حجاج آمد، همين كه چشم آن جنايتكار به كميل افتاد گفت: خيلى خورسندم كه تو را يافتم، وى گفت از عمر من جز اندكى باقى نمانده، هر چه خواهى بكن، زيرا وعدهگاه من و تو نزد خداوند و دادگاه عدل پروردگار است و مولايم على ٧ به من خبر داده كه تو مرا مىكشى، او گفت: آرى تو را خواهم كشت به اين علت كه تو در توطئه قتل عمر دست داشتهاى! و فورا دستور داد او را گردن زدند. نك: ملحقات احقاق الحق، ج ٨، ص ١٥٤؛ اصابه ابن حجر، ج ٣، ص ٣٠٠، ارجح المطالب، ص ٦٧٣؛ المناقب المرتضويه، ص ٢٥٠؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، فصل شصت و هفتم، باب سوم، ص ٣٢٨.
[٢]. ملحقات احقاق الحق، ج ٨، ص ١٦٢؛ المناقب المرتضوية، ص ٢٥١؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، فصل شصت و هشتم، باب سوم، ص ٣٢٩ به اين شرح: روزى حجاج قنبر را احضار نمود، پس از اينكه قنبر حاضر شد، به او گفت: تو قنبرى؟ گفت آرى، گفت: از قبيله ابو همدان؟ گفت: آرى، گفت: مولاى على بن ابى طالب هستى؟ گفت: خدا مولاى من است و على امير المؤمنين ٧ ولى نعمتم است، گفت از او و دين او تبرّى كن.