آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٩٥ - مبحث سوم اخبار غيبى
نهر نگذشتهاند؛ او گفت: به خدا سوگند آنها عبور كردهاند، فرمود: هرگز آنها عبور نكردهاند. فرد دوّمى آمد و عين گفته شخص اوّل را گزارش كرد و اضافه نمود كه من شاهد نقل و انتقال آنها بودم كه از نهر گذشتند على ٧ فرمود: به خدا سوگند آنها عبور نكرده و همگى جز چند تن آنها در اينجا كشته مىشوند سپس به مقتل آنها اشاره نمود.
جندب گويد: در دل قسم ياد كردم كه اگر گفته گزارشگران درست باشد، نخستين كسى كه با على بجنگد منم و اگر حرف آنها نادرست و انكار وى صحيح باشد، همچنان در صف رزمندگان با او باقى خواهم ماند، سپس با على ٧ به جبهه جنگ حاضر شدم تا حقيقت برايم كشف شود، فرموده مولا را مقرون به حقيقت يافتم، زيرا آنها از نهر عبور نكرده بودند و در نهايت همگى جز چند تن در آنجا كشته شدند.
[١] از جمله اخبار غيبى، گزارش آن حضرت، در باره شهادت خويش است كه مىفرمود: به خدا سوگند اين با اين خضاب خواهد شد و اشاره به محاسن مبارك مىكرد كه با خون سرش رنگين مىگردد.
[٢] از اطلاعات غيبى آن حضرت، يكى هم اين است كه فرمود: جويرّية بن مسهر
[١]. احقاق الحق، ج ٨، ص ١٣٨؛ نقل از مطالب السؤول محمد بن طلحه شافعى، ص ٤٧ گويد: همين كه على از جنگ خوارج از دين گذشته فارغ و پيروز گرديد، در ماه رمضان به كوفه بازگشت و فورا به مسجد آمد و دو ركعت نماز گزارد، سپس سخنرانى زيبائى القاء نمود، پس از پايان سخنرانى، رو به فرزندش امام مجتبى ٧ نمود و فرمود: از اين ماه مبارك چند روز گذشته عرض كرد، سيزده روز؛ آنگاه به امام حسين ٧ رو نمود و فرمود: فرزندم از اين ماه، يعنى ماه رمضان، چند روز باقىمانده، عرض كرد: هفده روز يا امير المؤمنين، آنگاه به محاسن مبارك كه سپيد شده بود دست زد و تكبير گفت و فرمود: شقىترين امت، اين محاسن را به خون سرم، رنگين خواهد كرد؛ منتخب كنز العمّال، در حاشيه مسند احمد، ج ٥، ص ٥٩، مسند احمد، ج ١، ص ١٥٦؛ طبقات ابن سعد، ج ٣، ص ٣٣ و ٣٤، ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب سوم، فصل ٦٣، ص ٣٢٠.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٢٩٠؛ احقاق الحق، ج ٨، ص ١٥٧ از شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٠٩؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب سوّم، فصل ٦٤، ص ٣٢٣، به اين شرح و از اخبار غيبى دانشمندان بازگو كردهاند اين است كه جويريّة بن مسهر درب قصر( دار الحكومه) ايستاده صدا زد: امير المؤمنين ٧ كجاست؟
گفته شد خوابيده است، او با صداى بلند گفت اى انسان بلند پرواز روحانى از خواب برخيز، به آن كسى كه جانم در قبضه قدرت اوست، ضربتى سخت بر فرق همايونت خواهد رسيد كه با خون آن محاسن مباركت رنگين مىشود، چنان كه خود تو پيش از اين، اين خبر را به ما گوشزد نمودى! على ٧ سخن جويريه را شنيده و فرمود: بيا تا آينده تو را نيز به تو بگويم! به آن كسى كه جانم در يد قدرت اوست، ديرى نمىگذرد كه تو را به نزد ناكسى درشتخو و بىاصالت، خواهند برد و دست و پايت را قطع كرده، سپس به تنه درخت خرماى كافرى، به دار كشيده خواهى شد. ديرى از اين خبر نگذشت كه در عهد معاويه، زياد بن ابيه دست و پاى او را قطع كرد، سپس وى را به تنه درخت خرماى ابن مكعبر كه خيلى بلند بود، به دار كشيد و پيش گويى مولا به وقوع پيوست.