آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٥٠ - مبحث اول در ايمان آن حضرت است
بيان نموده فرمود: يا على تو اولين فرد مسلمان در بين گروه مسلمين و نخستين مؤمن از آنها هستى و منزلت تو براى من، همان منزلت هارون به موسى است، سپس اضافه نمود كه: يا على! آن كسى كه گمان مىبرد مرا دوست دارد، امّا با تو دشمنى مىورزد دروغ مىگويد [چرا كه دوستى با تو از دوستى با من و دشمنى با تو از دشمنى با من جدا نيست].
[١] در آن هنگام كه آيه مباركه: «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» (شعراء، ٢١٤) «خويشاوندان نزديكت را بيم داده و آگاه كن» نازل گرديد، رسول اكرم ٦ فرزندان عبد المطلب را كه جمعا چهل تن بودند، در خانه ابو طالب فراهم آورد و دستور داد، غذايى از يك ران گوسفند و يك مد گندم و يك صاع شير براى آنها آماده سازند، در حالى كه غذاى هر يك از آنها در هر نوبت، شترى چهار ساله بود و پيمانهاى كه حاوى شانزده رطل شير باشد، ميل مىكردند، اين جماعت، همه از آن غذاى اندك ميل نموده و سير شدند و اين نبود مگر معجزهاى كه از رسول خدا ٦ در بين آن جمع ظاهر گرديد.
پس از صرف غذا، رسول اكرم ٦ رو به جمع حاضر نمود و مأموريت خويش را ابلاغ و انذار الهى را آغاز كرد و فرمود: بدانيد كه خداى متعال، مرا به سوى شما فرزندان عبد المطلب خصوصا و به ساير مردم، عموما مبعوث نموده، چرا كه مىفرمايد: «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» «نخست مأموريتت را به نزديكانت ابلاغ كن» هم اكنون شما را به
[١]. كفاية الطالب، باب ٥١، ص ٢٠٤ با اندك اختلافى در عبارات؛ ترجمه امام على ٧ من تاريخ دمشق، ج ١، ص ٩٧، شمارههاى ١٣٣ و ١٣٩؛ الخصائص نسائى، ص ١٣٣، شماره ٦٦ با اختلاف در الفاظ؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٦٢؛ ارشاد شيخ مفيد، باب دوم، فصل هفتم، حديث ١، ص ٤١؛ المناقب ابن شهر آشوب، ج ٢، ص ٢٤؛ شواهد التنزيل، ج ١، ص ٤٢٠، شماره ٥٨٠، ذيل آيه« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»، با اختلاف در عبارات و شماره ٥١٤، ص ٣٧١؛ مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٠٦ غاية المرام، باب ١٥، ص ٣٢٠ و باب ٣١، ص ٣٢٩؛ العمده ابن بطريق، ص؟؛ علل الشرائع صدوق، باب ١٣٣، ج ١، ص ١٧٠ و در باب ٦١، حديث ١١ از بحار، ج ٣٨، ص ١٤٤ مسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ١١١، و ج ٢، ص ١٦٥، شماره ٨٨٣ در مسند على ٧ چاپ اول و دوم؛ كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٦٢ الغدير، ج ٢، ص ٢٧٨؛ شرح نهج ابن ابى الحديد، ج ١٣، ص ٢١٠، در شرح خطبه ٢٣٨؛ كنز العمال، ج ١٣، ص ١٣١، حديث ٤٢٠ و ٣؛ ينابيع المودة، باب ٣١، ص ١٠٥، اين حديث در شماره ٣٢٥ ص ٢٧٦، همين كتاب خواهد آمد و در آنجا مصادر ديگرى هم ارائه شده است.