آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٥٨ - مبحث سى و هفتم فتوت و جوانمردى آن حضرت
[١] ابو عمر زاهد با اسناد به ابن عباس نقل كرده است كه گفت: رسول اكرم ٦ روزى در حالى كه شادمان بود، فرمود:
«انا الفتى ابن الفتى اخو الفتى»
: من جوانمردم، فرزند جوانمرد و برادر جوانمرد، اما اينكه فرمود: من جوانمردم به اين دليل است كه او به اجماع و اتفاق همه، جوانمرد عرب بود، يعنى آقا و بزرگ آنها و اينكه فرمود: و فرزند جوانمرد هستم، زيرا وى فرزند ابراهيم خليل ٧، چرا كه خداوند او را در قرآن جوانمرد و با كرامت ناميده، در آنجا كه مىفرمايد: «قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ»:[٢] گفتند: «شنيديم جوانى، از آنها [به بدى] ياد مىكرد كه به او ابراهيم گفته مىشود.» و اينكه خود را برادر جوانمرد ناميد، از آن روست كه برادر على ٧ است، زيرا جبرئيل منادى حق، در روز جنگ بدر، در حالى كه شادمان بود و به آسمان عروج مىنمود، گفت:
«لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى الّا علىّ»
.[٣] و از ابن عباس نقل شده است كه گفت: ابو ذر غفارى، را در حالى كه به پرده كعبه آويخته بود، ديدم كه مىگفت: هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد و آن كس كه مرا نمىشناسد، من ابوذرم، شما مردم اگر آنچنان به روزه دارى مداومت كنيد تا در اثر گرسنگى قامتتان مانند يك تار نخ، باريك گردد و آن قدر نماز بخوانيد كه مانند گوژپشت قدتان خميده شود به حال شما نفعى ندارد، مگر اينكه على ٧ را دوست بداريد.
مؤلف گويد: اگر مانند ابو عمر زاهد كه اهل سنت، او را زاهدترين مردم مىنامند، چنين روايتى نقل مىكند، چگونه روا باشد كه از آن غفلت نموده و آن را ناديده بگيرند! آرى اين محبّت دنيا و قدرتطلبى است كه حقايق را در پرده غفلت مستور مىگذارد.
[١]. كتابى از ابو عمر زاهد در دسترس نيست، اما اين روايت را ابن بابويه قمى، در امالى، مجلس ٣٦، حديث ١٠ و محدّث بحرانى، در مدينة المعاجز، ص ١٥، با اندك اختلافى نقل كردهاند.
[٢]. سوره انبياء( ٢١)، ٦٠.
[٣]. تاج العروس زبيدى، ج ٣، ص ١٥٩، در باره حمر؛ احقاق الحق، ج ٩، ص ٥٠٤ و ج ١٦، ص ١٢٥، با اختلاف در الفاظ و ج ١٧، ص ١٨٥ و ٣٣٠ و ج ٢١، ص ٥٣٤؛ مناقب ابن مغازلى، ص ٢٩٧، ح ٣٤٠؛ كفاية الطالب، باب ٨٧، ص ٣١٨ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ١، ص ١٤٤، ح ١٧٩؛ شواهد التنزيل، ص ٤٢٦، ح ٥٨٣.