آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٥٦ - مبحث سى و ششم اخبارى كه زبير بن بكار، نقل نموده است
سخن را تكرار نكنى! خدا تو را لعنت كند.
محقن گفت: به خدا قسم تو از من نسبت به او بيشتر جفا و ستم كردهاى! زيرا تو ميدانى او چه قدر منزلت دارد و با اين حال با او جنگيدى! معاويه گفت: دشمنى من با او به خاطر رياست و قدرت است و نه چيز ديگر! محقن گفت: آيا در مقابل خشم خداوند و عذاب دردناك، همين مقام و رياست كه غصب كردهاى كافى است! معاويه گفت: چنين نيست كه تو مىپندارى، من از خداوند چيزى را مىشناسم كه تو به آن جاهلى، آنجا كه مىفرمايد: «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ»:[١] و رحمتم همه چيز را فراگرفته است. [اما معاويه توجه نداشت كه اين آيه بهرهاى براى او ندارد، زيرا خداوند مىفرمايد: «فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ»: رحمتم را براى تقوى پيشگان مقرر نمودم و ترديدى نيست كه معاويه و معاويه صفتان از اين كالا بهرهاى ندارند].
[٢] زبير بن بكّار، با اسنادش به عمّار ياسر گويد: رسول خدا ٦ فرمود: هماره كسى كه به خدا ايمان آورده و نبوّت مرا پذيرفته است، به ولايت على توصيه مىنمايم، چرا كه هر كس ولايت او را بپذيرد ولايت مرا پذيرفته و آن كس كه ولايت او را بپذيرد، بىترديد در تحت ولايت خدا خواهد بود.
و آن كس كه محبت او را در دل داشته باشد، اين محبت با محبتى كه از من دارد، توأم است و هر كس محبت مرا به دل دارد به خداوند محبت خواهد داشت.
[١]. سوره اعراف( ٧)، ١٥٦.
[٢]. كشف الغمّة، ج ٢، ص ٥٢.