آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٥٥ - مبحث سى و ششم اخبارى كه زبير بن بكار، نقل نموده است
رسول اللَّه» بر زبان جارى مىكنند! آيا اميدى براى من باقى است كه اين نام شنيده نشود، تو را مادرى مباد كه چنين پيشنهادى به من دادى! نه به خدا سوگند هرگز آرام نمىشوم، مگر زمانى كه اين نام دفن گردد و اثرى از آن باقى نماند. اين سخن در باره رسول خدا ٦ جز سستى عقيده او نسبت به آن حضرت نام ديگرى ندارد.
[١] زبير از رجال حديث خود نقل كرده است كه محقن بن ابى محقن ضبّى بر معاويه وارد شد و گفت: اى امير مؤمنان! هم اكنون كه درك حضور شما نمودهام از نزد كسى مىآيم كه فرومايهترين، بخيلترين، ناتوانترين سخنگو و ترسوترين عرب است! معاويه گفت: او كيست؟ گفت: على بن ابى طالب! معاويه كه اين سخن را به نفع خود مىديد، به مردم شام اعلام نموده و گفت: بشنويد اين برادر عراقى شما چه مىگويد:! بنگريد كه چگونه او را احترام و تكريم نماييد و مهمانى كنيد، سپس از او خواست تا بار ديگر حرفهايش را تكرار كند و او بار ديگر به تكرار گفتههايش پرداخت! معاويه گفت:
واى بر تو اى نادان! چگونه على را از نظر نسب فرومايه مىدانى با اينكه پدرش ابو طالب، جدش عبد المطلب، و همسرش فاطمه دختر رسول خدا است! و چگونه مىتوان او را بخيلترين عرب دانست؟ با اينكه به خدا سوگند، اگر خانهاى پر از طلا و منزلى پر از كاه در اختيار او باشد، طلاها را پيش از كاه انفاق مىنمايد و آيا مىتوان او را به ترس نسبت داد؟ با اينكه به خدا سوگند، اگر دو گروه متخاصم روياروى يك ديگر قرار گيرند، تنها آن شجاع دلاورى كه بىباكانه، به دشمن حمله و شبيخون مىزند جز على كسى ديگر نيست! و چگونه مىتوان او را در سخن گفتن ناتوان دانست؟ با اينكه به خدا سوگند، جز او كسى فنّ بلاغت را در ميان قريش بنيان نكرد، سپس گفت: آن كه مادر محقن او را بزاد از نظر نسب پستتر، بخيلتر، ترسوتر و در سخن گفتن ناتوانتر است! به خدا سوگند اگر آنچه را كه ميدانى در ميان نبود، هر آينه سر از تنت برمىگرفتم، مواظب باش، بار ديگر اين
[١]. كشف الغمّة، ج ٢، ص ٤٧.