آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٨١ - مبحث هشتم در اين است كه رسول اكرم
گويند و به او سلام كنند؛ در اين بين آن كس كه از همه بيشتر در تهنيت و مباركباد على ٧ شادمانى مىكرد، عمر بود كه مىگفت: «بخّ بخّ لك يا على! صبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة!»: مباركباد اين منصب و مقام كه هم اكنون مولاى من و مولاى هر مرد با ايمان و هر زن با ايمان شدى![١] و از كتاب مسند احمد بن حنبل، از بريدة نقل شده است كه گفت:
رسول خدا ٦ به گروهى از اصحاب كه من نيز در جمع آنها بودم و به فرماندهى على ٧ براى سريّهاى [جنگى] اعزام كرد؛ پس از بازگشت، از چگونگى مصاحبت و رفتار على ٧ با ما، پرسيد، در بين جمع تنها كسى كه از على شكايت داشت من بودم و چون هميشه سر به زير بودم، وقتى سرم را بلند نمودم، ناگهان آثار خشم و غضب در چهره رسول خدا ٦ مشاهده كردم! در حالى كه مىفرمود: هر كس من ولىّ امر او هستم، على هم ولىّ امر اوست.
[٢] و از صحيح ترمذى، از عمران بن حصين نقل شده است كه گفت:
رسول خدا ٦ سپاهى به فرماندهى على ٧ به سريّهاى فرستاد [على ٧ پس از پيروزى بر سپاه دشمن و به دست آوردن غنايم] كنيزكى به دست على ٧ افتاد كه به خود اختصاص داد، اين عمل بر ما سخت گران آمد و با شدت به او پرخاش نموديم، و ما چهار
[١]. مسند احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٣٥٠ و ٣٥٨؛ مناقب ابن مغازلى، حديث ٢٨، ص ٢١؛ مستدرك حاكم نيشابورى، ج ٣، ص ١١٠، با اختلاف در الفاظ؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ١، ص ٤٠٣، حديث ٣٧٣- ٣٧٦؛ خصائص نسائى، حديث ٨٠، ص ١٥٣ به بعد؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٠٨؛ حلية الاولياء، ج ٤، ص ٢٣؛ درّ المنثور سيوطى، ج ٥، ص ١٨٢؛ مناقب خوارزمى، فصل چهارده، ص ٧٩.
[٢]. جامع ترمذى، ج ٥، ص ٦٣٢، حديث ٣٧١٢؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ١، ص ٤١٣، حديث ٤٨٨ و ٤٨٩؛ حلية الأولياء، ج ٦، ص ٢٩٤ مسند احمد بن حنبل، ج ٤، ص ٤٣٧ با اندك اختلافى در الفاظ؛ مناقب ابن مغازلى، ص ٢٢٩، حديث ٢٧٦ و ص ٢٢٤، حديث ٧٠؛ مناقب خوارزمى، فصل چهاردهم، ص ٩٢؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ٥٩، حديث ٢١؛ اسد الغابة، ج ٤، ص ٢٧؛ ذخائر العقبى، ص ٦٨، با اختصار.