آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٨٠ - مبحث هشتم در اين است كه رسول اكرم
پيامبر ٦ در غدير خم فرود آمد، در حالى كه آن روز هوا بسيار گرم و سوزان بود؛ از اين رو دستور داد، زير درختان بزرگى كه در آنجا بود، بياسايند و با جهاز شتران منبرى بسازند؛ سپس به اطلاع مردم رساند كه براى نماز جماعت حاضر شوند. گرمى هوا، به حدّى بود كه مردم رداى خود را بر پاهايشان پيچيده بودند، تا از شدت گرما خود را محافظت كنند؛ پس از اجتماع مردم، رسول اكرم ٦ بر منبر قرار گرفت و على ٧ را فراخواند و در كنار خويش جاى داد و به سخنرانى پرداخت؛ پس از حمد و ثناى الهى و خطابه مفصّلى كه ايراد نمود و خبر رحلت خود را به اطلاع مردم رساند، فرمود: بدانيد كه من از طرف پروردگارم فراخوانده شدهام و نزديك است كه دعوت حق را اجابت كنم و از اين جهان رخت بربندم و جاى من در بين شما خالى خواهد ماند! هم اكنون در بين شما مردم، دو شىء بزرگ بر جاى مىگذارم كه اگر به آن دو چنگ بزنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو يكى كتاب خدا و ديگرى عترت من است و از يك ديگر فاصله نمىگيرند، تا در كنار حوض [كوثر] بر من وارد شوند.
آنگاه با آواز بلند فرمود: آيا من نسبت به شما به جانتان اولويت ندارم؟ همگى گفتند: آرى تو بر ما ولايت دارى و بر جميع شئون زندگى اولويت و حكومت دارى! در آن حال پيامبر ٦ دو بازوى على را گرفت و آنچنان او را بر سر دست بلند نمود كه سفيدى زير بغل مباركش پيدا شد و فرمود: هر كس من مولاى او هستم، على هم مولاى اوست! سپس دست به دعا برداشت و فرمود: خدايا هر كس على را پشتيبانى مىكند، پشتيبان باش و با آن كس كه با او دشمن است دشمن باش! به يارىكننده او نصرت ده و هر كس كه از كمك كردن به او سر باززند، خوار گردان.
پس از پايان سخنرانى و ابلاغ مأموريت، از منبر فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد و چون وقت نماز ظهر رسيده بود، با جمع مسلمانان فريضه ظهر را به جاى آورد و در خيمه مخصوص خويش جلوس نمود و دستور داد، در مقابل خيمهاش، خيمهاى براى على برپا كنند و به على ٧ دستور داد در آن خيمه بنشيند، سپس دستور داد، مسلمانان گروه گروه، براى تهنيت و مباركباد مقام ولايت و وصايت به حضور وى شرفياب شوند و او را تهنيت