آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٧٨ - مبحث هشتم در اين است كه رسول اكرم
رسيدن سپاه خود، به حضور پيامبر ٦ شرفياب شد. رسول اكرم ٦ در حالى كه از ديدار وى خوشحال بود، پرسيد به چه نيّتى احرام بستى؟ عرض كرد: يا رسول اللَّه! شما نوع حج را برايم توضيح ندادى ولى من به همان نيتى كه تو منعقد ساختهاى، نيت كردهام و در هنگام محرم شدن گفتم: خداوندا! احرام مىبندم من به همان احرامى كه پيامبر بسته است و ٣٤ شتر را با خود سوق دادم، رسول خدا ٦ در حالى كه از شادمانى تكبير مىگفت، فرمود: منهم ٦٦ شتر را سوق دادهام بنا بر اين تو در حج و مناسك آن و قربانى با من شريك و سهيم خواهى بود. تعدادى از همراهان پيامبر ٦ قربانى با خود نياورده بودند، از اين رو آيه مباركه: «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ» براى تعيين تكليف آنان نازل گرديد.
رسول اكرم ٦ در جهت توضيح آيه شريفه، در حالى كه انگشتان دو دست را در هم فرو برده بود و به مردمان نشان مىداد، فرمود: اين گونه عمره را در حج پيوند دادم و اين پيوند، تا روز قيامت ادامه دارد [يعنى حج را حج تمتع قرار دادم] سپس فرمود: اگر به دستورى كه هم اكنون به انجام آن مأمور شدم پيش از اين مأمور بودم هر آينه قربانى را با خود سوق نمىدادم و حج را حج تمتع قرار مىدادم. آنگاه دستور داد، تا منادى بين مردم اعلان نمايد كه هر كس قربانى با خود نياورده است از احرام عمره، محلّ گردد و حج خود را حج تمتّع قرار دهد اما كسى كه با خود قربانى آورده بر احرامش باقى بماند، با صدور اين فرمان گروهى دستور پيامبر ٦ را اطاعت نمودند و تعدادى با اين دستور به مخالفت برخاستند و علت مخالفت را دلسوزى به حال پيامبر ٦ به شمار آوردند و اين كه او هنوز در حال احرام است و چهرهاش غبار آلود است و ما لباس نو بپوشيم و با زنانمان آميزش كنيم و بوى خوش استعمال نماييم، عنوان نمودند! [غافل از اين كه اين تمرّد و نافرمانى، عصيان خدا و مخالفت صريح با دستور پيغمبر است] از اين رو وقتى رسول خدا ٦ از مخالفت آنها آگاه شد، به شدّت گفتار آنها را انكار نمود و فرمود: اگر اين نبود كه با خود قربانى آورده بودم بىترديد من هم از احرام خارج شده و محلّ مىگشتم! در اين هنگام جماعتى از مخالفان، بر سر عقل آمده و از كرده خود پشيمان