آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٤٦ - مبحث سوم در برادرى آن جناب با مقام رسالت - صلوات الله و سلامه عليهما - است
ديگرى نبود و در علوّ رتبه و مقام تو، همين بس كه منزلت تو با من همانند مرتبه و منزلت هارون نسبت به موسى است، با اين تفاوت كه بعد از من نبوت و پيامبرى نخواهد بود، يا على! تو برادر و وارث منى؛ عرض كردم، از شما چه چيز ارث مىبرم، فرمود: آن چه را كه پيامبران پيشين در بين پيروانشان گذاشتند و آن كتاب خدا و سنت پيامبرانش است و تو در قصر بهشتى من در حالى كه دخترم همراه توست، با من خواهى بود، تو برادر و رفيق منى. سپس رسول خدا ٦ به نشانه شادمانى اين امر بزرگ آيه مباركه: «إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ»:[١] (برادرانه بر تختهايى رو به روى هم در بهشت نشستهاند) و فقط براى رضاى خداوند و در راه او يك ديگر را دوست دارند و به هم نگاه مىكنند، تلاوت نمود.
[٢] ابن مغازلى، فقيه شافعى، از انس بازگو نموده كه گفت: به هنگام روز مباهله رسول اكرم ٦ بين يكايك اصحابش عقد اخوت بست، در آن حال على ٧ ايستاده بود و پيامبر ٦ او را مىديد و جايگاه او را مىشناخت، اما در باب أخوت با او سخنى نگفت، على ٧ با چشم گريان به خانه رفت؛ رسول خدا ٦ از او جويا شد، حاضران گفتند: او با ديده پر از اشك به خانه رفت، رسول خدا ٦ به بلال فرمود: هر چه زودتر، به خانه على ٧ برو و او را نزد من بياور؛ بلال به خانه على ٧ رفت، در حالى كه او را گريان مىديد. فاطمه از علت گريهاش پرسيد و فرمود: خداوند چشم تو را نگرياند! على ٧ فرمود: رسول خدا ٦ بين مهاجران و انصار، به تناسب پيمان برادرى را برقرار نمود، اما در باره من با اينكه ايستاده بودم و مرا مىديد، سخنى نگفت!! فاطمه عرض كرد:
ناراحت مباش شايد پدرم تو را براى خودش ذخيره كرده است! بلال گويد: گفتم: يا على! رسول خدا ٦ را اجابت كن، على ٧ نزد رسول خدا ٦ شرفياب شد و آن حضرت از
[١]. حجر( ١٥) ٤٧.
[٢]. مناقب ابن مغازلى خطى؛ احقاق الحق، ج ٥، ص ٧٩؛ حديث ٨٦؛ نور الابصار، ص ٧٨.