آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٤٧ - مبحث سوم در برادرى آن جناب با مقام رسالت - صلوات الله و سلامه عليهما - است
علت گريهاش پرسيد، عرض كرد: يا رسول اللَّه! شما پيمان برادرى را بين يكايك اصحاب برقرار نمودى، اما در اين بين با اينكه مرا مىديدى، در مورد برادرى من با ديگرى، صحبت نفرمودى! رسول خدا ٦ فرمود: يا على! من تو را براى خودم ذخيره نمودم، آيا به برادرى با پيامبرت! شادمان نيستى؟
عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه! خوشحالم، اما چگونه به چنين فضيلت و كرامتى دست يافتم؟ رسول خدا ٦، دست او را گرفت و با خود به بالاى منبر برد و دست به دعا برداشت و فرمود: خدايا! على از من و من از او هستم، منزلت او براى من همانند منزلت هارون نسبت به موسى است. سپس در جمع حاضر اعلام نمود: «هر كس من مولاى اويم على نيز مولاى اوست» پس از اين جريان، على راه منزل را با شادمانى در پيش گرفت و عمر بن الخطاب در پى او روانه گرديد و مىگفت: گوارا باد بر تو گوارا باد بر تو، اين منزلت، هم اكنون تو مولاى من و مولاى هر مسلمان مىباشى![١] حذيفة بن اليمان گويد رسول خدا ٦ پيمان برادرى بين مهاجران و انصار، برقرار كرد، چنان كه بين هر فرد با همانندش عقد اخوت بست؛ سپس دست على ٧ را در دست گرفت و فرمود: اين على برادر من است. آنگاه حذيفه گفت: ترديدى نيست كه رسول خدا ٦ سيّد و آقاى پيامبران و پيشواى تقوى پيشگان و رسول پروردگار جهان است كه نظير و همتا ندارد و على ٧ برادر اوست كه او نيز در عالم هستى همتايى نخواهد داشت.
اخبار و روايات وارده در اين باب فراوان است، و اين منزلت رتبه والايى است كه جز براى او براى هيچ كسى پس از وى تحقق نيافته است.
[١]. مناقب ابن مغازلى، ص ٣٨، حديث ٦٠؛ سيره نبويه ابن هشام، ج ٢، ص ١٥٠؛ ينابيع المودّة، ص ٥٧، حديث مواخاة؛ امالى شيخ طوسى، از قندوزى، ص ٢٣؛ البداية و النهاية، ج ٣، ص ٢٢٦؛ احقاق الحق، ج ٦، ص ٤٦٥.