آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٨٣ - جنگ جمل
مىكند، لا جرم اين دو براى وصول به هدف، از احترام مردم نسبت به عايشه همسر رسول خدا ٦ استفاده كرده و تبليغات مسمومى را به راه انداختند و آهنگ مكّه نمودند؛ امّا براى اين كه بينش مذهبى و سياسى آنها در بين مردم تأييد شود]، نخست به حضور على ٧ شرفياب شدند و جهت انجام عمره، از آن حضرت اجازه خواستند! على ٧ [با اين كه مىدانست، هدف از اين سفر جز خراب كارى و انسجام فراريان از حق و عدالت چيز ديگرى نبود، ممانعت ننموده و از آن بالاتر آنها را در تعقيب هدفشان آزاد گذاشت، تا در آينده، تاريخ در باره عدالت و آزادى خواهى على ٧ قضاوت نمايد] آنها را به هدف و منوياتشان آگاه نموده و فرمود: به خدا سوگند، شما به قصد عمره در اين راه گام بر نمىداريد، چرا كه عمره را وسيله اغراض خويش قرار دادهايد، مقصد اصلى و اساسى شما دو تن غدر و مخالفت با حكومت نو پاى من مىباشد.
به هر حال طلحه و زبير راهى مكه شدند و پس از ورود به مكّه و ملاقات با عايشه در معيّت وى و بسيارى از ناراضيان به سوى بصره حركت كردند.
على ٧ پس از اطلاع از حركت آنها با جمع زيادى از مهاجران و انصار در پى آنها روانه شد [شايد با موعظه و ارشاد و پيش از هر گونه جنگ و درگيرى، آنان را از كارشان باز دارد و با توجه به اين حقيقت كه اين حركت، حركتى شيطانى بيش نيست، به مدينه باز گردند] و در اين مورد نامهاى به عايشه و آن دو تن نوشته و متذكر شد، كه اين حركت شما، آن هم در اين زمان، جدا مورد خشم خدا و پشيمانى شماست، چرا كه شما دو تن، با من بيعت كردهايد و شكستن بيعت، از هيچ كس بويژه از شما زيبنده و شايسته نيست، بنا بر اين به عهد و پيمانى كه با من بستهايد برگرديد و در اين راستا رضاى الهى را جلب كنيد! اما آن دو [كه بىصبرانه در انتظار كرسى حكومت، دقيقه شمارى مىكردند، نصايح امام را نپذيرفتند و خشم خداوند را به جان خريدند و مصرّانه به سير خود ادامه دادند] امتناع ورزيدند. در آن هنگام على ٧ آهى مظلومانه از دل پردرد بركشيد و آنان را نفرين نمود كه: پروردگارا! اين طلحة بن عبيد اللَّه است، كه با رضاى دل دست در دست من گذاشت و متاع بيعت را به من تسليم نمود، سپس آن را نكث كرد، خدايا! بيش از اين او را