آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٨٢ - جنگ جمل
[١] پيش از بيعت مردم با على ٧، عايشه در شهر مدينه مرتبا مردم را به قتل عثمان تحريك مىكرد و مىتوان گفت: تنها كسى كه به رفتار عثمان شديدا اعتراض داشت، عايشه بود، او بود كه در هر كوى و برزن به مردم دستور مىداد، او را بكشيد «اقتلوا نعثلا قتله اللَّه» را ورد زبان داشت و به مردم مىگفت: اى مردم ببينيد، اين لباسهاى رسول خداست كه تا حال كهنه نشده، اما عثمان سنت پيغمبر را ترك كرده و از متن اجتماع بيرون برده آن را كهنه و غير قابل عمل مىداند. وى پس از اطلاعيههاى پياپى به عنوان اعتراض، مدينه را به قصد مكه ترك گفت؛ اما پس از قتل عثمان براى رسيدن به هدفش با سرعت به مدينه بازگشت و در طول راه از عابرين اوضاع مدينه را پرسش نمود؛ به او گزارش دادند كه پس از قتل عثمان، مردم با على بيعت كردند، از همان نقطه، تغيير مسير داد و به مكه بازگشت و مرتبا بر خلاف گذشته مظلوميت خليفه مقتول را اعلام و اضافه كرد كه به همين زودى به خونخواهى قيام مىكنم و انتقام خون مظلومانه عثمان را از على خواهم گرفت![٢] طلحه و زبير [كه در خلافت بحق على ٧ به آرزوى ديرينه خويش نرسيدند، مترصد بودند تا در فرصتى مناسب غائلهاى را بر پا نموده و شورشى را به راه اندازند امّا اين غائله سازى نياز به يك نوع تشكيلات بنيادى داشت تا با طرح نظريات مختلف و اخذ تصميمات لازم آن هم در جمع گروهى منسجم، پرچم مخالفت را برافراشته و عليه حكومت نوپاى علوى قيام كنند، در اين ميان اطلاع يافتند كه عايشه براى انتقام خليفه به قول خودش مظلوم! مكّه را مركز فعاليّت قرار داده و مردم ناآگاه را عليه على ٧ تحريك
[١]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢٣٨ چنين گويد: پس باد به بينى انداخت و بازگشت و گفت: به خونخواهى وى قيام خواهم كرد!! به او گفته شد: اى ام المؤمنين! تو خود به كشتن وى امر كردى و حال چنين مىگويى! گفت: آن زمان كه من به كشتن وى دستور دادم او را نكشتند و رها كردند تا توبه كرد و به سوى خداوند بازگشت و پاك شد، چنان كه طلا گداخته خالص مىشود و سپس او را كشتند!!؛ تاريخ طبرى ج ٤، ص ٤٥٨، با اختلاف در الفاظ و اندكى اضافات.
[٢]. كشف الغمّه، ج ١، ص ٢٣٩ با اضافات زيادى نقل كرده، مراجعه نماييد؛ تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٨٠.