آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٦٥ - شجاعت على(ع) در جنگ خندق
بنى قريظه [آن دشمنان داخلى كه با قريش هم پيمان شده بودند، سركوب نمايد] على ٧ را مأموريت داد تا با سى نفر از تيره خزرج، وضعيت آنان را از نزديك بررسى كنند، سپس فرمود: يا على! ببين بنى قريظه در چه حالى هستند؟ آيا قلعههاى خويش را ترك نمودهاند يا نه؟ وى با همراهان به مقرّ دشمن نزديك شد و ديد آنان در قلعهها مستقر شده و راههاى ورود و خروج را بسته و مرتبا زبان به دشنام گويى نسبت به شخص پيغمبر گشودهاند. على ٧ فورا به محضر رسول خدا ٦ رسيد و جريان را گزارش كرد، و از همان جا مستقيما به حوزه مأموريت خويش رفت، در اين بين چشم يكى از آنان به وى افتاد و فرياد زد: قاتل عمرو آمد و ديگرى نيز گفته او را تأييد كرد. بنى قريظه با شنيدن نام على فرار كردند و مواقف خويش را ترك گفتند. على ٧ با پيشروى به درون قلعه بزرگ آنها پرچم پرافتخار اسلام را در آنجا نصب نمود. يهوديان در حال فرار رسول خدا را دشنام داده و او را بد مىگفتند. رسول خدا ٦ به آنها فرمود: اى برادران خوكها و ميمونها به كجا مىرويد هر گاه با دشمنانمان روبرو مىشويم زندگى آنها تباه و روز روشن در چشم آنها تار خواهد شد آنان گفتند: يا ابا القاسم تو انسانى جفاكار و بدزبان نبودى؟
رسول خدا ٦ با شنيدن اين سخن از شرمندگى به عقب برگشت و آنها را به مدت ٢٥ شب محاصره نمود، آنان چون تاب مقاومت در خود نديدند پيشنهاد تسليم دادند و به داورى سعد بن معاذ سر فرود آوردند رسول اكرم ٦ پيشنهاد آنها را پذيرفت.