آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١١٨ - بحث ششم در باره بخشش و كرامت آن بزرگوار است
گفتهاند: حسن و حسين ٧ [دو ريحانه] رسول خدا ٦ بيمار شدند جد بزرگوارشان رسول اكرم ٦ به قصد عيادت آنها به خانه على ٧ در حالى كه جمعى مردم نيز به جهت عيادت آنها در آنجا اجتماع كرده بودند، تشريف برد، جمع حاضر به اتفاق از على ٧ خواستند تا براى شفاى عاجل نونهالان رسول اكرم ٦ نذر كند، نذرى كه با تعهد به وفاى به آن مقرون باشد، وى با موافقت به پيشنهاد آنان فرمود: اگر فرزندانم از اين بيمارى بهبود يابند، به شكرانه عافيت آنان و در جهت رضاى الهى سه روز، روزه خواهم گرفت.
فاطمة ٣ نيز فرمود: اگر فرزندانم عافيت يابند، به شكرانه الهى سه روز روزه مىگيرم.
فضه خادمه نيز گفت: اگر آقايانم شفا يابند به شكرانه اين نعمت، سه روز، به روزهدارى مشغول مىگردم. خداوند بر آنها لباس عافيت پوشانيد.
پس از بهبودى فرزندان، على ٧، فاطمه ٣ و فضه براى انجام نذر آماده شدند، امّا در اين هنگام در خانه آل پيغمبر ٦ چيزى يافت نمىشد على ٧ نزد شمعون [بن جابا] خيبرى يهودى رفت و از او سه صاع جو، به قرض گرفت. فاطمه بانوى عظيم الشأن اسلام، شخصا براى آماده نمودن نان قيام نمود و جوها را آسياب كرد و با آن پنج قرص نان پخت.
نخستين روزى كه همگى روزه دار بودند على ٧ براى انجام فريضه مغرب به مسجد رفته و به رسول خدا ٦ اقتدا نمودند، پس از پايان نماز به منزل آمدند سفره طعام كه محتواى آن پنج عدد نان جو بود گسترده شد؛ قبل از شروع به صرف غذا، بينوايى درب منزل ايستاد و گفت سلام بر شما اهل بيت محمد ٦ من مسكينى از مساكين مسلمانان هستم و از گرسنگى به خانه شما پناه آوردهام، مرا غذا دهيد، خداوند از غذاهاى بهشتى، شما را اطعام نمايد، على ٧ با شنيدن اين سخن، فرمود: بهره من را به اين مسكين بدهيد!