آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٠٨ - بحث پنجم پارسائى و پرهيزگارى آن حضرت
هستى [اين فضيلت تنها به شخص تو اختصاص يافته و به آن امتياز يافتهاى] شادمان و خرسند باد آن كس كه تو را دوست دارد. و در پيروى از تو ثابت قدم و استوار و عملا دستورات تو را تصديق نمايد، و واى بر آن كسى كه تو را دشمن بدارد و تكذيب نمايد.
اما دوستان و تصديقكنندگان برادران دينى تو هستند و در بهشت جاويدان با تو همنشين خواهند بود و اما دشمنان و گروهى كه بر تو دروغ بسته [و عملا از تو حمايت نكنند] سزاوار است كه خداى متعال، در روز قيامت او را در اقامتگاه دروغگويان جاى دهد.
[١] عبد اللَّه بن ابى الهذيل گويد: على ٧ را در حالى كه پيراهن رازى به تن داشت ديدم. آن پيراهن طورى بود كه اگر آستين آن كشيده مىشد به سر ناخن مىرسيد و اگر رها مىگرديد به نيمه آرنج بيشتر نمىرسيد.
[٢] عمر بن عبد العزيز گويد: در بين اين امّت بعد از رسول خدا ٦ احدى را پارساتر از على بن ابى طالب ٧ سراغ نداريم.
[٣] قبيصة بن جابر گويد: هيچ كس پارساتر از على بن ابى طالب ٧ در دنيا نيافته و نديدم.
[٤] سويد بن غفلة گويد: به حضور على ٧ شرفياب شدم و ديدم در جايى نشسته بود
[١]. مناقب خوارزمى، فصل دهم، ص ٦٦؛ طبقات ابن سعد، ج ٣، ص ٢٧؛ ذخائر العقبى، ص ١٠١.
[٢]. مناقب خوارزمى، فصل دهم، ص ٦٧؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٣، ص ٢٥٢، حديث ١٢٦٩، با اختلاف در لفظ.
[٣]. مناقب خوارزمى، فصل دهم، ص ٧١، با همين اسناد از احمد بن حسين از ... از قبيصة بن جابر نقل شده كه گفت: در اين جهان پارساتر از على بن ابى طالب رضى اللَّه عنه نديدم.
[٤]. مناقب خوارزمى، فصل دهم، ص ٦٧ با همين اسناد، احمد بن حسين، از ابو عبد اللَّه حافظ، از ابو بكر بن ابو نصر دابروى از مرو، از موسى بن يوسف، از حسين بن عيسى ميسرة، از عبد الرحمن بن معزّا، از ابو سعيد بقال، از عمران بن مسلم از سويد بن غفلة، قال:
ُ دخلت على على بن ابى طالب ٧ القصر فوجدته جالسا و بين يديه صحفة فيها لبن حازر أجد ريحه من شدة حموضته و في يديه رغيف أرى آثار فشار الشعير في وجهه و هو يكسره بيده احيانا فاذا اعيا عليه كسره بركبته و طرحه في اللبن فقال: ادن فاصب من طعامنا فقلت: انى صائم! فقال: سمعت رسول اللَّه ٦ يقول: من منعه الصيام من طعام يشتهيه، كان حقا على اللَّه ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها. قال فقلت: لجاريته و هى قائمة يقرب منه ويحك يا فضّة ألا تتقين اللَّه في هذا الشيخ! الا تتخلون له طعاما مما أرى فيه من النخالة! فقالت: تقدم الينا ان لا ننخل له طعاما! قال لى، ما قلت لها؟ فأخبرته، فقال: بأبي و أمّى من لم ينخل له طعام و لم يشبع من خبز البرّ ثلاثة أيّام، حتى قبضه اللَّه عز و جل
؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ٣٥٢، حديث ٢٧٧، باب شصت و ششم.