انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٩٧
اصولى خود را تحكيم و تكميل كرد و به درجه اجتهاد نايل گرديد.
در هنگام درگذشت آيتالله حائرى در سال ١٣١٥ امام داراى مبانى متقن، مستقل و محكم علمى بود و در زمره مجتهدان قرار داشت و از فضلاى برجسته حوزه علميه قم بهشمار مىآمد. ايشان علاوه بر مقام ممتاز فقاهت در علوم هيئت، فلسفه، حكمت و عرفان نيز داراى مهارتى ويژه و تخصصى كامل بود كه در نزد اساتيدى همچون آيتالله شيخ محمدعلى شاهآبادى بهدست آورده بود.[١]
امام از نظر تهذيب نفس و خودسازى، از همان آغاز جوانى، علم و عمل را همراه نمود و همزمان با تحصيل علوم اسلامى، در مقام عمل بهويژه از نظر كسب فضايل انسانى و روحانى به كوشش پرداخت و از اين جهت نيز در ميان شخصيتهاى بزرگ علمى و روحانى، محافل مذهبى و عامه مردم قم مقام و منزلتى ويژه و پرارج كسب نمود و موفق شد تا از خصلتها و شيوههاى ناموزونى كه دامنگير بعضى از مقامات روحانى مىشود، دور بماند.
امام از نظر نظم و انضباط، زندگى خود را تحت برنامهاى خاص قرار داد و اصولًا از اين لحاظ نمونهاى چون او در ميان رجال مذهبى كمتر مىتوان يافت. زمان استراحت، عبادت، مطالعه، تدريس، قدمزدن ايشان ترتيب خاصى داشت، بهطورى كه ساير اعضاى خانواده برنامه خود را براساس برنامههاى امام تنظيم مىكردند.
يكى از ويژگىهاى جالب توجه امام آن است كه رهبرى سياسى بىسابقه ايشان موقعيت برجسته وى را بهعنوان يك استاد ممتاز، يك فيلسوف و يك عارف تحتالشعاع قرار داد. اين تفكر در ميان مسلمانان مدرن وجود دارد كه ذهنيت يك فيلسوف و يا عارف از واقعيات جامعه دور مىگردد و آنان خود را از قبول هر نوع نقش سياسى و اجتماعى كنار مىكشند. گويا مسائل صرفاً ذهنى، با مسائل موجود مسلمانان و جهان اسلام ارتباط عينى ندارند، اما زندگى امامخمينى دليل واضحى براى امكان ارتباط دو مقوله فوق است و نشانگر اين واقعيت است كه برنامه او صرفاً يك حركت سياسى و استراتژيكى نبود، بلكه در عينحال مبتنى بر يك ديدگاه اساساً الهى بوده است. خصوصيات اخلاقى و روحى امام، از او يك
[١]. براى مطالعه بيشتر در رابطه با دوران زندگى امام خمينى( قدس سره) بنگريد به: سيد حميد روحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، ج ١، ص ٧٦- ١٩.