انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٥١
تفاهم كلّى داشته و حتى با آنها همكارى مىكردهاند و در بعضى موارد ائتلاف رسمى هم ميان آنها وجود داشته است اما در مورد رژيم بعدى و نوع سيستم جايگزين با يكديگر توافقى ندارند و هريك تلاش مىكنند سيستمى مطابق با خواسته و ايدهآلهاى خود ايجاد كنند. طبيعى است اينان نيز هرگاه از پيروزى نسبى و يا حداقل تفاهم و توافق با انقلابيان حاكم مأيوس شوند به جناح مخالف مىپيوندند و مبارزهاى جدّى را عليه آنان، آغاز مىكنند.
٢. جبهه خارجى: در خارج از حوزه قلمرو حاكميت سياسى نيز انقلابيان با دو نوع مخالفت، مواجه مىگردند:
نوع اول، مخالفتهاى نظامهايى است كه از لحاظ نوع حاكميت، سمبلها و ارزشهاى مسلّط، وجوه و تشابه زيادى با قدرت سياسى ساقطشده دارند و با شكست سيستم مزبور، بيم آن دارند كه پيروزى انقلابيون موجب تشويق گروههاى اجتماعى جامعه آنها به انقلاب رافراهم سازد و اين گروهها در صدد بر آيند از آنچه، در جامعهاى مشابه با موفقيت رخدادهاست، تقليد نمايند. به خاطر چنين ترسهايى است كه اين نظامها با انقلابيون مخالفت مىنمايند و مىكوشند به جامعه انقلابى نوپا ضربه زنند و از تداوم، استحكام و شكلگيرى آن جلوگيرى نمايند.
نوع ديگر، مخالفت سيستمهاى سياسىاى است كه رابطه بسيار نزديك و يا حتى منافع و نفوذى در سيستم سياسى ساقطشده داشتهاند و به خاطر چنين منافعى از جمله حاميان اين رژيم گذشته محسوب مىشدهاند و اينك با سقوط سيستم سياسى مزبور منافع آنها توسط حاكمان جديد در معرض خطر اساسى قرار گرفته است. طبيعى است كه اينان نيز در مخالفت با انقلابيون دست به هر تلاشى بزنند.
شيوهها و تاكتيكهاى مخالفت گروههاى مزبور، تفاوت چندانى با هم ندارد و عمدتاً با تمركز بر سه ركن اصلى پيروزى انقلاب عمل مىكند. آنان با ايجاد اختلاف و تفرقه در رهبرى و گروههاى اجتماعى معتقد به انقلاب و همچنين با مسخ و يا ايجاد التقاط و تضعيف ايدئولوژى در رابطه با كارآيى و تلاش در ممانعت از تحقق ابعاد مختلف آن ايدئولوژى، سعىمىكنند آن انقلاب از محتوا خالى شود و موجبات يأس و بدبينى معتقدان و پيروان آن فراهم گردد.