انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٢٧
ج) تلاش شاه در مدرنيزه كردن سريع كشور
ديدگاه ديگرى كه از طرف موافقان و طرفداران شاه مطرح مىگردد و در حقيقت به حمايت از او در عين اقرار به اشتباهاتش، و نه خطاهايش، مىپردازد اين است كه شاه چون خدمتگزار و دلسوز كشور بود و مىخواست عقبافتادگى كشور را سريعاً جبران نموده و ايران را به دروازه تمدن بزرگ برساند، در اجراى سياستهاى مدرنيزه كردن ايران- كشورى كه هنوز در دوران زندگى كاملًا سنتى بهسر مىبرد- تسريع و شتاب به خرج داد و چون جامعه سنتى ايران نمىتوانست اجراى اين همه پروژهها را در مدتى بسيار كوتاه هضم نمايد، دچار مشكلات پيچيدهاى شد و در نتيجه ناراحتىها و نارضايتىها رشد كرد و موجبات سقوط نظام را فراهم كرد. شاه خود در اين زمينه چنين مىگويد:
من مىخواستم قرنها عقبماندگى كشور خود را با يك برنامه ضربتى ٢٥ ساله جبران كنم و همه گرفتارىها از سرعتعمل و شتابزدگى در اجراى اين برنامه بود. براى اجراى اين برنامه ضربتى ما به يك دوره اضطرارى نيازمند بوديم.[١]
«آنتونى پارسونز» سفير انگليس در ايران در اواخر حكومت شاه، از ديگر افرادى است كه به اين نظريه معتقد هستند. او چنين مىنويسد:
من در بحثهايى كه با او (شاه) داشتم در تحليلهاى خود همواره بر اين نكته تأكيد مىكردم كه طغيان شديد و ناگهانى احساسات عمومى نتيجه طبيعى پانزده سال فشارى است كه او با اصرار در مدرنسازى كشور به مردم ايران تحميل كرده است. چون اين مدرنسازى، نيروهاى سنتى ايران را زيرپا گذاشته و نابرابرى ثروت را بهشدت دامنزده و شهروندان فقير را در وضعيت دلخراشى قرار داده است، بنابراين نبايد تعجب كرد از اينكه امواج احساسات مردم جاى خود را به امواج مخالفتها داده است.[٢]
در بىپايه بودن ديدگاه و پوچبودن محتواى سياست مدرنيزاسيون شاه، كمتر كسى ترديد مىكند. نگاهى به واقعيات و پيامدهاى سياست شاه در ده سال آخر حكومت وى، خود دليلى قوى بر رد اين نظريه است.
[١]. همان، ص ١٢.
[٢]. آنتونى پارسونز، غرور و سقوط، ص ١٥٠.