انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٨٨
كنترل و محدودكردن قدرت پادشاهان ايران صورت گرفت، نهضت تنباكو و ملىشدن صنعت نفت كه بهمنظور قطع دست اجانب و بيگانگان انجام شد و در نهايت منجر به كودتاى آمريكايى- انگليسى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و تثبيت رژيم ديكتاتورى و خودكامه شاه و نفوذ روزافزون و فزاينده بيگانگان در سرنوشت جامعه ايرانى گرديد، نمونههايى از اين حركات مردمى است. تجربيات تاريخى مزبور ثابت كرد كه تا حركتى اساسى و بنيادين بهمنظور قطع كامل ريشههاى فساد سيستم سياسى و برقرارى نظامى نوين بر پايه ايدهآلها و ارزشهاى قلبى مردم صورت نگيرد، باز هم در موقع مقتضى بقاياى نظام پوسيده رشد كرده، و همه دستاوردهاى حركت مردم را خواهد بلعيد. بدين ترتيب فشارهاى داخلى و خارجى، براى تحميل نوعى سازش و مصالحه، ترديدى براى مردم و رهبرى نهضت باقى نگذاشت كه بايد با همه توان براى تحقق خواستههاى متعالى خود كه آنها را در برقرارى حكومت اسلامى متجلى يافته بودند، تلاش كنند.
٢. حضور همزمان، هماهنگ و كاملًا مطلوب سه ركن اصلى و مهم انقلاب (مردم، رهبرى و ايدئولوژى) در انقلاب اسلامى ايران.
با توجه به اهميت اين سه ركن در پيروزى انقلاب اسلامى ايران به هر يك، در گفتارى مستقل خواهيم پرداخت:
گفتار اول: مردم
يكى از مسايل مهمى كه نظر اغلب تحليلگران انقلاب اسلامى ايران را بهخود جلب كرده و ناظرين خارجى را به حيرت انداخته بود، اين واقعيت بود كه چگونه در اين انقلاب ناگهان تمامى مردم تقريباً همزمان و هماهنگ سر برداشته، قيام كردند و همصدا خواستار تحول و تغيير اساسى، يعنى سقوط رژيم شاه و برقرارى حكومت اسلامى، شدند.
اگر به ساير انقلابهاى بزرگ دنيا نظر افكنيم، پديدهاى به اين وسعت و گستردگى مشاهده نمىكنيم. در انقلاب كبير فرانسه ابتدا اشراف و سپس بورژواهاى شهرى قيام كردند و حكومت بوربونها را سرنگون كردند و به همين دليل آن انقلاب به انقلاب بورژواها معروفشد.