انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٣٦
٣. فساد به طور اعم و به ويژه فساد مالى و رشوهخوارى در سطحى گسترده در ميان گروه حاكم شيوع و رواج دارد؛
٤. اكثراً بر تأمين منافع طبقه سرمايهدار و مرفه تكيه دارند؛
٥. حكام براى حفظ و تداوم حكومت بر نيروى نظامى قوى و وفادار به خود تكيه مىكنند؛
٦. چون از حمايت مردمى برخوردار نيستند، در مقابل فشارها و اعمال نفوذ قدرتهاى خارجى، تسليمپذير بوده و بيشتر به آنها تكيه مىكنند.
٧. رسانههاى گروهى را در كنترل خود دارد و با تبليغات وسيع، افكار عمومى را در جهت خواستههاى خود هدايت كنند.
٨. به رفاه و آسايش و بهبود عمومى وضع جامعه بىتوجهاند و در نتيجه، روز به روز تودههاى محروم فقيرتر و اقليت حاكم و وابستگان آنها از رفاه بيشتر برخوردار مىشوند.
٩. به ارزشهاى حاكم بر جامعه از جمله عقايد مذهبى و آداب و رسوم اكثريت مردم بىتوجه و بىاعتنا هستند.
چنين رژيمى، محيط بالقوه مناسبى را براى هدايت جامعه به سوى يك حركت انقلابى فراهم مىكند. اين نوع رژيمها غالباً در كوتاه مدت قادر خواهند بود به هر طريق ممكن اعم از تهديد، تطميع، نيرنگ، ترور، شكنجه و اعمال قدرت پليسى از عهده اداره جامعه بر آيند، ولى زمانى فرا خواهد رسيد كه ديگر توانايى حل مشكلات را نخواهند داشت و اين شرايط، زمينه را به صورت بالفعل براى حركت انقلابى مساعد خواهد كرد.
شرايط زمينهساز بروز حركت انقلابى از اين قرار است:
١. رژيم دچار تنگناهاى مختلف و بهخصوص مشكلات حاد مالى مىشود.
٢. حكومت قادر به جذب نيروهاى زبده و ورزيده از ميان نخبگان و روشنفكران براى اداره امور جامعه نمىگردد.
٣. حكام از حل مشكلات پيچيده سياسى، اقتصادى و اجتماعى عاجز و ناتوان مىشود.
٤. قدرت سياسى در اثر رهبرى ضعيف و سازماندهى نامتناسب، اعتمادبهنفس و توانايى خود را از دست مىدهد و به موازات اين عدمكارايى از ميزان تحمل و بردبارى گروههاى اجتماعى نيز كاسته مىشود.