انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٥٧
شوراى امنيت سازمان مللمتحد و طرح و قبول نظرات اعضاى آن، در اين زمينه اقدام نمايد. ولى رهبر انقلاب با شناخت درستى كه از مواضع اعضاى شوراى امنيت داشت و احتمال محكوميت ايران را مىداد از انجام اين سفر جلوگيرى نمود و به دنبال آن بنىصدر بدون ذكر دليل از وزارت خارجه استعفا داد.
صادق قطبزاده نيز كه بعد از بنىصدر وزير امور خارجه شده بود، تلاشى محرمانه را براى حل مسئله گروگانها آغاز كرد و بدون آنكه هيچيك از اعضاى شوراى انقلاب و مقام رهبرى در جريان باشند از طريق يك نفر فرانسوى به نام كريستيان بورگه و يك نفر آرژانتينى به نام ويلالون با مقامات كاخسفيد تماسهايى برقرار ساخت. او در مسافرتى كه به اروپا داشت بهطور سرى با هاميلتون جردن رئيس كاخ سفيد نيز ملاقات كرد و بدين وسيله سعى كرد راهحلى براى جلب رضايت نيروهاى انقلابى داخلى و دانشجويان پيرو خط امام از يك طرف و مقامات رسمى دولت آمريكا از طرف ديگر پيدا كند.[١]
از ديگر كسانى كه از ميان ليبرالها بهطور محرمانه با آمريكايىها تماس برقرار كرد، صادق طباطبايى بود كه با وارن كريستوفر معاون وزارت خارجه آمريكا، ملاقات نمود و سعى كرد راهى براى حل مشكل پيدا كند. هر سه اين افراد كانديداى رياستجمهورى بودند و ضمن رقابت، اميدوار بودند كه با يافتن راهحلى براى بحران گروگانگيرى بتوانند محبوبيت لازم را براى كسب آراى مردم و حمايت جامعه جهانى بهدست آورند.[٢]
مهندس بازرگان در دفاع از اقدامات اين جناح چنين مىنويسد:
مقامات دولتى ايران نيز كه توجه بيشترى به آبروى انقلاب و كشور در خانوادهبين المللى داشتند و نگران عكسالعملهاى خطرناك اقتصادى، نظامى و
[١]. براى اطلاع بيشتر بنگريد به: هاميلتون جردن، بحران.
[٢]. در زمينه ماجراى گروگانگيرى كتابهاى متعددى منتشر و به فارسى ترجمه شده است. كتابهايى چون ٤٤٤ روز: ماجراى گروگانهاى آمريكايى در ايران( خاطرات جيمى كارتر رئيسجمهور وقت آمريكا)، قدرت و اصول( خاطرات برژينسكى مشاور امنيت ملى ١٩٨١- ١٩٧٧) و خاطرات سايروس ونس( وزيرخارجه وقت آمريكا). پير سالينجر نيز در كتاب گروگانگيرى در ايران و مذاكرات محرمانه تهران به تفصيل به فعاليتهاى پشت پرده ليبرالها براى آزادى گروگانها پرداخته است.