انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٣٠
پيروزى، كشورهاى ديگر به ويژه كشورهاى همسايه و ذينفع، عكسالعمل نشان دهند و به نفع قدرت سياسى حاكم و يا بالعكس، در جهت حمايت از گروههاى اجتماعى معارض فعال گردند. مسئله واكنش بينالمللى از جمله عوامل مهمى است كه بايد در ارزيابى اقتدار رژيم سياسى حاكم قبل از انقلاب مورد توجه و دقت كافى قرار گيرد.
پادشاهى فرانسه در قرن ١٨ با توجه به جنگهاى طولانى كه لويى پانزدهم و شانزدهم با كشورهاى همسايه خود منجمله اتريش، روسيه، انگليس و اسپانيا داشتند، نه تنها در شرايط بحرانى دوران انقلاب از حمايت آنها برخوردار نبود، بلكه همه اين دول در جهت تضعيف لويى شانزدهم تلاش كردند و متقابلًا به حمايت از گروههاى معارض و مخالف برخاستند.
روسيه نيز از اين نظر تفاوت چندانى با فرانسه نداشت. بدين معنا كه در جنگ جهانى اول، درگيرى مستقيم روسيه تزارى با آلمان، عثمانى و ژاپن، دشمنى اين دولتها را به ويژه دولت قدرتمند و نوپاى آلمان را عليه روسيه برانگيخت، به طورى كه لنين با حمايت و امكانات فراهمشده آلمان توانست به انقلابيون روسيه ملحق شود و پايه انقلاب بلشويكى اكتبر ١٩١٧ را بريزد.
از طرف ديگر با توجه به اين كه دولتهاى متحد روسيه تزارى؛ يعنى فرانسه و انگليس، خود مستقيماً با آلمان و متحدينش درگير بودند، امكان هيچ نوع حمايتى از تزار روسيهنداشتند.
اما دولت ايران و رژيم شاه از حداقل يك دهه قبل از سقوط خود علىرغم وجود شرايط دو قطبى در جامعه بينالمللى، با توجه به پايان جنگ سرد و آغاز دوره آرامش و همزيستى مسالمتآميز، از حمايت كامل دو ابرقدرت و قدرتهاى بزرگ و منطقهاى، تا آخرين روزها برخوردار بود و متقابلًا انقلابيون ايران از هيچگونه حمايت بينالمللى برخوردار نبودند.
به اين ترتيب، در حالىكه دولتهاى فرانسه و روسيه از نظر حمايت بينالمللى در شرايط نامناسب به سر مىبردند و دول اروپايى اغلب نسبت به رژيمهاى سلطنتى اين دو كشور نظر مساعدى نداشتند و بعضاً با آنها در تخاصم بودند و نه تنها هيچگونه حمايتى از آن نظامهاى سياسى نكردند، بلكه در مواردى به حمايت از انقلابيون پرداختند، رژيم شاه در ايران از اين جهات در شرايط مطلوبى به سر مىبرد و تقريباً همه قدرتهاى بزرگ شرق و غرب