انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٢٠
مهندس بازرگان نيز در تأييد اين مسئله مىنويسد:
گام جسورانه و مبتكرانهاى كه در آغاز سال ٥٦ ... در پشتيبانى از مبارزين و زندانيان ... برداشته شد، تأسيس جمعيت ايرانى دفاع از آزادى و حقوقبشر بود. اين مؤسسه با حسناستفاده از سياست جديد «حقوقبشر» دولت آمريكا كه روى مصالح خودشان و رقابت با شوروى در دنيا عمل كرده و زير همان عنوان به شاه فشار مىآورند كه اختناق و خشونتها را تخفيف داده، رعايت آزادى و حقوق ملت را بنمايد، براى خود يك نوع مصونيّت نسبى و امكانات محدود عملى كه قبلًا سابقه نداشت، كسب نمود ....
وى آنگاه در تأييد نظر خود اضافه مىكند:
كسينجر در يادداشتهاى بعدى خود اعمال حقوقبشر در ايران را از جمله خيانتهاى كارتر به آمريكا و عامل از دست رفتن شاه و پيروزى انقلاب ايران قلمداد كرده بود.[١]
در اينجا دو سؤال مطرح است: يكى اينكه براساس اسناد و مدارك منتشره، آيا دليلى بر وجود فشار و تحميل سياست ليبراليسم به شاه بوده است و ديگر اينكه چه جناح و گروهى از چنين سياستى بهره بردهاند و يا بدان وابسته بودهاند؟
در مورد سؤال اول مىتوان اثبات كرد كه نهتنها دليلى بر اعمال و تحميل چنين فشارى وجود ندارد، بلكه شواهد و قراين زيادى خلاف آن را ثابت مىكند. بدين معنا كه برنامه فضاى باز سياسى شاه ارتباطى با حقوقبشر كارتر نداشت و اصولًا دولت كارتر ايران را از اصول كلى اجراى حقوقبشر مستثنى كرده بود.
آنتونى پارسونز، سفير وقت انگليس در ايران، در اينباره چنين مىگويد:
بسيارى از مردم مىگفتند كه اين برقرارى آزادى، نتيجه فشار مستقيمى است كه از طرف دولت كارتر به شاه وارد مىشود ... من اين نظريه را در آن هنگام نپذيرفتم و اكنون نيز نمىپذيرم. در حقيقت نخستين اشعه آزادى از اواخر سال ١٩٧٦ يعنى دو يا سه ماه پيش از مراسم انتقال رياستجمهورى به كارتر به چشم مىخورد. من ترديدى ندارم كه شاه با آن فرصتطلبى معمول خود، چنين استنباط كرده بود كه نگرش انسانىتر و دموكراتيكتر از طرف او سبب مىشود، نزد رئيسجمهور آمريكا عزير شود.[٢]
[١]. مهندس مهدى بازرگان، انقلاب ايران در دو حركت، ص ٢٥.
[٢]. آنتونى پارسونز، غرور و سقوط، ص ٨٩.