انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٠٠
مرحوم آيتالله كاشانى براى كسب آزادى و كوتاه كردن دست بيگانگان راه همراهى و مساعدت با مليّون را در پيش گرفت به اين اميد كه با نظارت و تلاش خود متعاقباً در ايجاد حكومتى براساس قوانين اسلامى موفق گردد. غافل از آنكه مليّون فرصتى به او و فداييان اسلام نخواهند داد و از روحانيت صرفاً بهعنوان نردبانى براى رسيدن به حاكميت و قبضه كردن قدرت بهره خواهند برد.
امام خمينى كه تاريخ پرتجربه روحانيت مبارز را پشت سر گذاشته بود، وقتى رهبرى را بهدست گرفت، اجازه نداد ديگران، از جمله ليبرالها در رهبرى و بهرهبردارى از ثمره مبارزات مردم شريك شوند. شيوه مبارزه امام بسيار ساده و دور از هر نوع پيچوخم سياستبازىهاى امروزى بود. ايشان از ابتدا هدف خود را نه در پيروزى و تحقق خواستههاى خود و مردم، بلكه در اجرا و اداى تكليف شرعى قرار داد. او مىگفت كه ما صرفاً به تكليف الهى و شرعى خود عمل مىكنيم، يا پيروز مىشويم و يا كشته مىشويم كه در هر صورت پيروزيم. اين شيوه مبارزه براى كسانى كه سالها به روشهاى سياسى ماكياولى عادت كرده بودند و تاكتيكهاى سياسى غربى را در مبارزات اجتماعى و معاملات سياسى خود مىپسنديدند، بسيار ناخوشايند بود. اتخاذ چنين شيوهاى نه تنها رژيم و مخالفان ايشان را به خشم مىآورد بلكه براى نزديكان و همراهان ايشان نيز شگفتآور بود.
به همين دليل امام حزب و تشكيلاتى منسجم با كادرى منضبط بهوجود نياورد و همچنين برنامهاى از پيش تنظيمشده نداشت. او تنها با استفاده از نبوغ و جاذبه خويش و تكيه بر شعارها و معيارهاى روشن اسلامى و قاطعيت خاص خود، تاكتيكهاى لازم را براى رسيدن به يك جامعه اسلامى ايدهآل بهكار مىگرفت.
امام در ايجاد ارتباط با اقشار و تودههاى مردم، نبوغى خاص داشت كه از كمتر كسى مشاهده شده است. ايشان با كلامى بسيار ساده و قابل درك براى همه، حتى بىسوادترين مردم، پيچيدهترين مسائل سياسى- اجتماعى را مطرح مىكرد و با بيان خود در اعماق قلوب انسانهاى معتقد و مؤمن نفوذ مىنمود. بايد در نظر داشت كه شيوه رهبرى و مبارزه امام در انقلاب اسلامى، نتيجه يك سنت تاريخى طولانى است كه از صدراسلام آغاز شده بود. امام با درك و شناخت عميق از قرآن و سنت پيامبراكرم (ص) و ائمه طاهرين (عليهم السلام) و بررسى سير