انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٢٨
در اين دوره درآمد نفت به چندين برابر افزايش يافت و به مرز بيست ميليارد دلار رسيد. اما اين درآمد اضافى يكجا و بىآنكه به خزانه مملكت سپرده شود در اختيار سيستم مالى و پولى و انحصارهاى بلوك غرب بهصورت سپردههاى بانكى و اعتبارات قابل تمديد و در حقيقت مداوم، وام به كشورهاى غربى يا وابسته به بلوك غرب، خريد سهام كارخانهها و شركتهاى ورشكسته اروپايى و آمريكايى و بيش از همه، خريدهاى ديوانهوار و البته پردرآمد براى فروشندگان آنها؛ يعنى اسلحه و رآكتورهاى اتمى قرار مىگرفت. اين همه بذل و بخشش و غريبنوازى در كشورى انجام مىشد كه بيشتر روستاهايش فاقد بيمارستان و پزشك، مدرسه، آموزشگاه، شبكههاى ارتباطى و برق و بهداشت و راه بودند. بقيه درآمد نفت نيز بدون هيچگونه برنامهريزى ملى در يك سيستم اقتصادى «ريخت و پاش» و «ساخت و پاخت» داخلى و بيشتر به صورت اعتبارات بانكى بىحساب و فرمايشى و وامهاى ساختگى به شركتهاى متعلق به بنياد پهلوى و خاندان سلطنت يا وابسته به آنها و آن هم در ايجاد صنايع مونتاژ و كاملًا وابسته به خارج، حيف و ميل مىشد.
كشاورزى و دامپرورى مملكت با برنامهاى از قبل تنظيم شده نابود گرديد و آنچه از درآمد نفت مانده بود، صرف خريد گندم از آمريكا، برنج از تايلند، پياز از پاكستان، سيبزمينى از هند، پرتقال از آفريقاى جنوبى، مرغ از هلند، تخممرغ از اسرائيل، پنير از دانمارك، گوسفند از تركيه، گوشت يخزده از استراليا و موز از اكوادور ... شد. نتيجه اين اقتصاد «در آستانه تمدن بزرگ» و به اصطلاح مدرنيزاسيون سريع آن شد كه تورم با رشد سالانه بيش از ٢٥ درصد همه درآمد گروههاى اجتماعى روزمزد و متكى به حقوق ماهانه را بلعيد و بيش از ٨٥ درصد افراد گروههاى كارگر و كارمند به بانكها يا سرمايهداران كوچك و بزرگ مقروض گرديدند.[١]
و) انتشار مقاله توهينآميز
ديدگاه چهارم كه طرفداران بىشمارى در ميان انقلابيان و جناحهاى مذهبى و همچنين تحليلگران بىطرف دارد اين است كه عامل اصلى در شتاب گرفتن انقلاب را نبايد در حقوقبشر كارتر، يا در مريضى شاه و يا در سياست به اصطلاح مدرنيزاسيون سريع او جستجو
[١]. سيروس پرهام، انقلاب ايران و مبانى رهبرى امام خمينى، ص ١٤ و ١٥.