انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٩٤
توانستهاند، از حذف آنها و خيانت به آنها دريغ نكردهاند.
در قرن اخير، رهبران ملى ايران كه عموماً ليبرال بودند، به اين نتيجه رسيدند كه بدون حمايت روحانيان و علما، نمىتوان با تودههاى مردم ارتباط برقرار نمود و آنها را به حركت درآورد. لذا با آنها نوعى تفاهم تاكتيكى برقرار كردند تا شايد روحانيان تودههاى مردم را در جهت نيل به اهداف ملى به حركت درآورند. نهضت مشروطه و ملىشدن صنعت نفت از جمله جنبشهايى بود كه روحانيان در آن نقش رهبرى مردم را برعهده داشتند، اما رهبران غيرروحانى تنها ميوهچينان آن بودهاند. از طرف ديگر روحانيان براى رژيمهاى سياسى از همه ديگر مخالفين خطرناكتر بودهاند. زيرا آنها كمتر اهل سازش و تسليم بودند و نه تنها با زدوبندهاى سياسى آشنايى نداشتند، بلكه اصولًا در مفهوم و معناى ماكياولى سياست، تربيت نيافته بودند و اگر هم وارد گود سياست مىشدند صرفاً به اين دليل بود كه ملت و مذهب را در خطر مىديدند.
«رابت گراهام» در رابطه با نقش روحانيت و مسجد در مبارزات مردم ايران چنين مىنويسد:
واقعيت امر اين است كه روحانيت شيعه در ايران در ميان مردم زندگى نموده و ارتباط بسيار نزديكترى با آنها داشته است و درنتيجه از احساسات تودهها آگاهى بيشتر دارد. مسجد جزء لاينفك زندگى تودههاى مردم و بازار است و بازار مركز زندگى عادى مردم. زمانى كه روحانيت با سياستهاى دولت مخالفت مىكند نظرات آنها داراى چنان مشروعيتى است كه حتى در سختترين شرايط استبدادى نيز مورد توجه مردم قرار مىگيرد. از طرف ديگر شبكه ارتباطى روحانيت و سيستم مسجد، قدرت تماس با همه اقشار مردم را براى آنها فراهم مىكند.[١]
در سيستم روحانيت ايران، سلسله مراتب رسمى وجود ندارد و برخلاف سيستمهاى متمركز سياسى مانند احزاب، رابطه خشك مافوق و مادون بر آن حكومت نمىكند، بلكه صرفاً رابطهاى قلبى و معنوى بر اساس اجتهاد و تقليد، گروههاى اجتماعى را با روحانيان و در نهايت با رهبران مذهبى در چارچوب مكتب پيوند مىدهد. دستورات و نظرات رهبران مذهبى از اين طريق به مرحله اجرا درمىآيد و با هماهنگى لازم به آنها عمل مىشود. رهبران مذهبى در هر مسئله كوچك و جزئى دخالت نمىكنند، بلكه توصيههاى آنها بيشتر جنبه ارشادى و
[١].Robert Graham ,Op .cit .,P .٨١٢ .