انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٠٩
١. ماهيت الحادى و پايه ماديگرايانه آن با طبيعت جامعه ايرانى و اعتقادات عميق مذهبى مردم ايران در تضاد جدى بود و نمىتوانست مقبوليت عام داشته باشد.
٢. وابستگى شديد ماركسيستها به مسكو با توجه به سوابق تلخ روابط تاريخى ايران و روسيه موجب مىشد كه آنها نه تنها گروهى غيرمستقل و وابسته به بيگانه شناخته شوند، بلكه در حقيقت نيز بازيچه دست سياستهاى بينالمللى روسيه شوروى باشند.
اما اسلام بهعنوان يك مكتب الهى در اعماق قلب و روح اقشار وسيع جامعه نفوذ تاريخى داشت. مذهبى كه در روستاها و شهرها، در ميان طبقات فقير و غنى، كارگران، كشاورزان، كارمندان، دانشجويان و روشنفكران حداقل بر راه و رسم زندگى افراد و احوال شخصيّه آنها حاكم بود. جامعهاى كه حداقل ٩٨% آن بهصورت سنتى مسلمان هستند و اكثر آنها به دستورات كتاب آسمانى اعتقاد داشته و به احكام آن عمل مىكنند، آمادگى زيادترى براى پذيرفتن ايدئولوژى مزبور بهعنوان ايدئولوژى تحول و تغيير سياسى- اجتماعى و از جمله انقلاب دارد.
ويژگىهايى كه ايدئولوژى اسلام را از ساير مكاتب سياسى جدا مىسازد و به آن امتياز و جلوه خاص مىدهد، در جهانبينى اسلام نهفته است كه خطوط مشخصه آن عبارتند از:
١. واقعيت و هستى مساوى با مادّه و طبيعت نيست. (مادّه پرتويى از واقعيت مطلق غيرمادى است.)
٢. جهان مادّى پديدهاى است كه از هستى و واقعيت مطلق سرچشمه مىگيرد و داراى مبدأ و مدبّرى عالِم، حكيم و قادر مىباشد كه بر تمام روابط و عوامل طبيعى حاكم است و همه عالم و عوامل طبيعى و حركتها و فعل و انفعالات در ماده، فعل خداوند و مظهر و تجلىگاه اراده اوست.
٣. در جهانبينى الهى جهان هستى تحت سرپرستى و ولايت الهى قرار دارد و موجودات مادى با ولايت و تدبير خداوند از نقص بهسوى كمال در حركتاند و بازگشت همه بهسوىاوست.
٤. در اين جهانبينى انسان تنها داراى بعد مادى نيست بلكه بعد معنوى هم دارد و بهسوى كمال مطلق؛ يعنى آفريننده هستى در حركت است و كمالش در لقاءالله است.