انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٦٣
- دوره چهارم از سال ١٣٣٤ به بعد كه دوران خودكامگى و صعود محمدرضا شاه به اوج قدرت و سرانجام سقوط او در سال ١٣٥٧ را دربر مىگيرد.
در يك تقسيمبندى كلىتر مىتوان گفت كه محمدرضاشاه تا سال ١٣٣٤ يعنى چهارده سال اول، هنوز نتوانسته بود قدرت پدرش را كسب كند، ولى از سال ١٣٣٤ به بعد، قريب به مدت بيستوسه سال، تقريباً با اختيارات يك سلطان مستبد و مطلقالعنان حكومت كرد.
چهارده سال اول سلطنت محمدرضا شاه، از متشنجترين دورههاى حيات سياسى ايران بهشمار مىآيد. در سالهاى نخستين اين دوره كه ايران تحت اشغال نيروهاى بيگانه بود، شاه عملًا قدرت و اختيار چندانى نداشت و بيشتر نمايندگان مجلس ايران در اثر اعمال نفوذ و توصيه دولتهاى اشغال كننده، انتخاب شده و مطيع اوامر آنها بودند.
در اين دوران علاوه بر فعالشدن نيروى سياسى- مذهبى به رهبرى آيتالله كاشانى و نواب صفوى، دو نيروى سياسى ديگر نيز پديد آمد كه يكى جبههملى و ليبرالها تحت رهبرى دكتر محمد مصدق و ديگرى حزب كمونيست توده بود. جبههملى با استفاده از احساسات ضدبيگانه كه بر اثر اشغال كشور و دخالتهاى خارجيان در امور داخلى ايران بهوجود آمده بود نضج گرفت و حزب توده با پشتيبانى علنى دولت شوروى، بهخصوص در استانهاى شمالى كه تحت اشغال ارتش سرخ بود، پايگاههايى بهدست آورد.
پس از پايان جنگ دوم جهانى مسئله تخليه ايران از طرف نيروهاى اشغالگر پيش آمد. رهبران متفقين در كنفرانسى كه در زمان جنگ در تهران تشكيل دادند، تعهد كردند كه ششماه پس از خاتمه جنگ، ايران را تخليه كنند، ولى دولت شوروى كه در تلاش خود براى گرفتن امتياز استخراج نفت شمال ايران شكست خورده بود و در صورت تخليه ايران بهكلى نفوذ خود را در اين كشور از دست مىداد تصميم گرفت پايگاه قدرتى براى خود در اين كشور بهوجود آورد. شوروى براى اجراى اين نقشه يك حزب مستقل كمونيست در استان آذربايجان به نام حزب دموكرات آذربايجان بهوجود آورد كه قبل از فرارسيدن موعد تخليه ايران، به كمك ارتش سرخ بر آذربايجان مسلط شد.
در آن زمان قوامالسلطنه، يكى از شخصيتهاى كهنهكار و برجسته سياسى كه در اوايل سلطنت محمدرضاشاه مجدداً ظهور كرد و رقيب قدرت او بهشمار مىآمد، در مقام