انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١١٩
كه او به حكام ديكتاتور وابسته به آمريكا در جهان سوم از جمله شاه ايران وارد آورده بود منجر به اين گرديد كه فشار لازم براى مهار مخالفين كاهش يابد و سياست ليبراليزه كردن در اين جوامع كه هنوز آمادگى بهرهبردارى صحيح از آزادى را نداشتند، موجب ازهم گسيختن روند طبيعى زندگى و نظام سياسى ايران شد.
اين نظريه كه ليبراليسم آمريكايى بر شاه تحميل شده بود، نه تنها در آمريكا بلكه در ايران هم معتقدان زيادى داشت. در آمريكا، جمهورىخواهان و جناح محافظهكار و حتى بعضى از ليبرالها اين نظريه را بهعنوان يك اصل پذيرفتند كه تلاش دولت كارتر در اعمال حقوقبشر و تغيير جدى و كنار نهادن سياستهاى دولتهاى قبلى آمريكا در قبال ايران، عامل اصلى سقوط شاه بوده است. اينطور استدلال مىشد كه اين تغيير سياست و تحميل ليبراليسم به شاه، در روحيه او تأثيرى عميق گذارد و موجب تشويق مخالفين و نهايتاً موجب سرنگونى وى گرديد.
در ايران نيز عدهاى از طرفداران شاه و حتى بخش مهمى از ليبرالها، سقوط شاه را به اعمال سياست حقوقبشر كارتر مربوط مىدانند. اين اعتقاد از موارد نادرى است كه ليبرالهاى ايران با محافطهكاران آمريكا بر آن توافق دارند و علىرغم ساير اختلافاتشان، مشتركاً معتقدند بدون اعمال سياست حقوقبشر كارتر، شاه سقوط نمىكرد.
«كرك پاتريك» نماينده دائمى آمريكا در سازمان مللمتحد در دوره رياستجمهورى ريگان، از جمله كسانى است كه اين اتهام را به دولت كارتر وارد مىكند. او در اين زمينه چنين مىگويد:
دولت كارتر سياستهاى تنظيمشده گذشته را متوقّف كرد و دوره جديدى براساس مبارزات تأمين حقوقبشر آغاز نمود. نتيجه اين عدم تداوم در سياست خارجى آمريكا منجر به جايگزينى رژيمهاى دوستانه با رژيمهاى غيردوستانه شد. دولت كارتر درحالىكه فعالانه در سقوط دولتهاى اتوكرات غيركمونيست شركت داشت، در مورد توسعهطلبى كمونيستها بىتفاوت بود. اولين قربانيان سياستهاى حقوقبشر كارتر، شاه ايران و سوموزا در نيكاراگوئه بودند.[١]
[١]
. Christos P. Ioannides, Americas Iran: Injury and Catharsis, P. ٣١- ٤١.