انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٧٣
شوروى ايجاد شده بود، حزب توده بهويژه در دوران قيام مذهبى ملت ايران در سالهاى ٤١ و ٤٢ در پيروى از سياستهاى متخذه شوروى به تأييد اقدامات شاه پرداخته بود. اين امر موجب از دست رفتن كامل حيثيت و اعتبار حزب توده ايران حتى در ميان جوانانى كه داراى تمايلات ماركسيستى بودند، از جمله چريكهاى فدايى، پيكار و رنجبران شد.
با اوجگيرى مبارزات ملت مسلمان ايران در ١٣٥٧، حزب توده ايران بهتدريج از حالت انزوا خارج شد و اعضاى آن بعد از سالها اقامت در كشورهاى كمونيستى بهتدريج به ايران بازگشته و به فعاليت خود روى آوردند. تا اين زمان، حزب توده تشكيلات رسمى و علنى نداشت. بهآذين (اعتمادزاده)- كه نقش رهبرى آن را در داخل ايران بر عهده داشت- در اواخر سال ٥٦ طى انتشار اعلاميه مفصلى ضمن تجزيه و تحليل اوضاع كشور پيشنهاد ايجاد جبههاى تحت عنوان (جبهه ضداستبداد) نمود، ولى پاسخى از طرف مردم مبارز و رهبران آنها دريافت نداشت. هنگامى كه پيروزى انقلاب اسلامى محرز گرديد با تغيير جهت سياستهاى روسيه شوروى حزب توده نيز به تبع آن مبارزات، ملت ايران را تأييد كرد.
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، حزب توده بر سر دو راهى قرار گرفت. اگر مىخواست در موضع ايدئولوژيك خود ايستاده و گذشته خود را دنبال كند، مىبايست علناً در مقابل انقلاب و مردم مىايستاد، عملى كه نتيجه آن با توجه به جوّ مذهبى حاكم بر جامعه انقلابى و بهخصوص با توجه به پايگاه بسيار ضعيف حزب در داخل كشور، نمىتوانست چيزى جز قلعوقمع نهايى آنها را بهدنبال داشته باشد. راه ديگرى كه براى آنها وجود داشت رها كردن مواضع ايدئولوژيك و تأييد كامل مواضع جمهورى اسلامى بود. بدين وسيله آنها مىتوانستند از فضاى باز بعد از انقلاب بهرهبردارى كنند و به حيات خود ادامه دهند و سازمان حزب را تجديد كنند. اين راهى بود كه حزب توده با تأييد روسيه شوروى، انتخاب كرد. با انتخاب اينشيوه دو هدف و مقصود براى آنها تأمين مىشد. اول آنكه امكان نفوذ نيروهاى خود را در ارگانها و دستگاههاى اجرايى فراهم مىآوردند و بدين وسيله در درازمدت مىتوانستند در موقع مقتضى و از طريق توطئه براندازى، نظام جمهورى اسلامى را ساقط كنند و مآلًا كشور را به دامان روسيه شوروى بياندازند. ديگر اينكه با حضور در كشور به سازمان جاسوسى ك. گ. ب. امكان نفوذ و كسب اطلاعات از اسرار و مسايل مهم و حساس كشور را مىدادند.