انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٣٣
فصل چهارم: پيامدهاى انقلاب اسلامى
گفتار اول: دهه اول انقلاب
مقدمه
پيروزى انقلاب اسلامى در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ يك شگفتى بزرگ بود. ملتى با دست خالى و بدون حمايت هيچ قدرت خارجى و تنها با تكيه بر ايمان، ايثار و از خودگذشتگى، رژيم كهنسال شاهنشاهى را با همه حمايتهايى كه از جانب قدرتهاى بزرگ و ابرقدرتها از آن بهعمل مىآمد، به زانو درآورده، به سقوط كشاند و دورهاى ديگر از تاريخ ايران آغاز شد؛ دورهاى كه با ادوار پيش از خود، از نظر شكلى و محتوايى تفاوتهاى اساسى و بنيادين داشت. اما شگفتى بزرگ پيروزى انقلاب اين بود كه در اين عصر مدرن و در اواخر قرن بيستم، يك نظام جمهورى اسلامى برپا شد و علىرغم اين كه اكثر قريب به اتفاق انديشمندان غرب بر اين باور بودند كه دوره دين و مذهب به سر آمده است و جوامع به سوى خردگرايى عملى سوق پيدا كردهاند، ناگهان انقلابى به پيروزى رسيد كه بر پايه اعتقادات دينى شكل گرفته بود و نظامى سياسى تأسيس شد كه چارچوب و اصول آن بر پايه شريعت و ديانت قرار و استحكام يافته بود.
بدين ترتيب با گذشت دو دهه، كاربرى و توانايىهاى خود را به اثبات رساند. البته اين امر به سادگى صورت نگرفت. بلكه انقلاب توانست در مقابل موانع بىشمار و توطئههاى پىدرپى و جنگهاى داخلى و خارجى مقاومت كند و علىرغم نوپايى خود، همه آن توطئهها را خنثى